خبری جان دل ز جانان پرس
درد بسیار شد ز درمان پرس
ما کجا و وصال یار کجا
هر چه پرسی ز ما ز هجران پرس
پیش آدم حدیث رضوان گوی
غم یوسف ز پیر کنعان پرس
تو چه دانی که نطق مرغان چیست
قصه ی هدهد از سلیمان پرس
عاشقان غیمت بلا دانند
صبر ایوب را ز کرمان پرس
حال بر من فلک بگردانید
حالم از چرخ حال گردان پرس
حال سرگشتگی ابن حسام
زان خم طره ی پریشان پرس
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به درد و غم عشق میپردازد و از طرفی به جدایی و هجران اشاره میکند. او از مخاطب میخواهد تا به جای پرسش در مورد وصال یار، درباره هجران و دردهای عاشقان صحبت کند. شاعر همچنین به داستانهای مختلفی از عشق و مصیبتها اشاره میکند و به ویژه حال خود را در وضعیت سرگشتگی و ناپایداری توصیف میکند. در نهایت، او از مشکلات و ناکامیهای عشق میگوید و به حال پریشان خود اشاره میکند.
هوش مصنوعی: از محبوبم خبرهایی گرفتم که دل مرا جریحهدار کرده است و حالا برای تسکین این درد بسیار، به دنبال راهی برای درمان هستم.
هوش مصنوعی: ما و وصال یار چقدر فاصله داریم! هر سوالی که داری از ما بپرس، تنها دربارهی دوری از یار بپرس.
هوش مصنوعی: قبل از آدم، داستان خوشبختی جاویدان را بشنو و از پیر کنعان، ماجرای غمانگیز یوسف را بپرس.
هوش مصنوعی: تو از زبان پرندگان چه میدانی؟ داستان هدهد را از سلیمان بپرس.
هوش مصنوعی: عاشقان میدانند که تحمل سختیها چه معنی دارد؛ اگر میخواهی بیشتر بفهمی، به کسانی که در کرمان زندگی میکنند بپرس.
هوش مصنوعی: حالم را خورشید و ماه به هم ریختهاند، حالا از چرخ زمان بپرسید چه بر سرم آمده است.
هوش مصنوعی: ابن حسام در حالتی سرگشته و پریشان به خاطر حالت موی آشفته و زیبای معشوقش است و از او میپرسد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
رنج غربت تو از غریبان پرس
دردمندی ز دردمندان پرس
ذوق سرمستئی که ما داریم
گر ندانی بیا ز رندان پرس
کفر زلفش که می برد ایمان
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.