مگر چو دردکشان جام بی ریا بخشند
زکاس لَم یَزلی جرعه ای به ما بخشند
قتیل عشق شو ای جان که مر ترا روزی
زنوش داروی نوشین لبان شفا بخشند
دوای درد، طبیبان عشق می دانند
ترا که درد نباشد کجا دوا بخشند
کسی که سعی نماید به کعبه ی مقصود
عجب نباشد اگر مر ورا صفا بخشند
ایا دلا که اگر آزری طمع دارد
که جرم او به جوانان پارسا بخشند
امیدوار چنانم که جرم ابن حسام
به گرد کوکبه ی شاه لافتی بخشند
خطای این سر شوریده ی پریشان حال
به جعد گیسوی مشکین مصطفی بخشند
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به موضوع عشق و دردهای ناشی از آن میپردازد. او از جام بیریا و جرعهای که ایزد میدهد سخن میگوید و اشاره دارد که عشق، درد و شفا را به انسان میدهد. شاعر به طبیعت عشق و تأثیر آن بر زندگی اشاره کرده و میگوید که تنها کسانی که واقعاً به عشق میپردازند، لایق دریافت دوای عشق هستند. او همچنین به امید و بخشش اشاره میکند، و میگوید که حتی اگر گناهی وجود داشته باشد، امید به بخشش همچنان وجود دارد. در نهایت، شاعر نگران و پریشانحال خود را به واسطه زیباییهای عشق توصیف میکند.
هوش مصنوعی: آیا ممکن است که کسانی که در رنج و درد هستند، از جامی خالی از ریا به ما نوشیدنی دهند و ما نیز از فیض وجود خود بهرهمند شویم؟
هوش مصنوعی: عزیزم، عاشق شو و جانت را فدای عشق کن، چرا که روزی زنی با لبهای شیرینش به تو درمانی خواهد بخشید.
هوش مصنوعی: عشقپیشگان تنها کسانی هستند که میدانند چگونه میتوان به درمان دردها پرداخت، زیرا وقتی دردی وجود نداشته باشد، نیازی به دارو و درمان نیست.
هوش مصنوعی: کسی که تلاش و کوشش کند تا به هدف بزرگ خود برسد، نباید تعجب کند اگر به او پاداش و شیرینی عطا شود.
هوش مصنوعی: ای دل، اگر کسی امید دارد که گناهش را به جوانان نیکوکار ببخشند، در اشتباه است.
هوش مصنوعی: من به قدری امیدوارم که گناه ابن حسام را به خاطر بزرگی و عظمت شاه ببخشند.
هوش مصنوعی: اشتباهات و ناپختگیهای این دل دیوانه و غمگین را به زیبایی و افسون گیسوان مشکین پیامبر اسلام میبخشند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
به جرعه ای که ز جام جهان نما بخشند
کرشمه ایست که صد جام جم به ما بخشند
نصیبه ای به گدایان مگر حواله شود
در ان مقام که صد گنج بی بها بخشند
به تیغ غمزه ی خوبان بنه سر تسلیم
[...]
فتادگان سر خود را به خاک پا بخشند
به جان خرند شهادت که خون بها بخشند
خدا گواست که گرجرم ما همین عشق است
گناه گبر و مسلمان به جرم ما بخشند
مریض عشق به زنجیر بند نتوان کرد
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.