ای خوش آن بلبل که گلزاریش هست
خرمّا آن دل که دلداریش هست
خرقه ناموس صوفی برکشید
زان که بر هر موی زنّاریش هست
یوسف حسن تو را در مصر دل
بر سر هر کو خریداریش هست
من نه تنها بسته زلف توام
صد چو من بسته به هر تاریش هست
نرگس مستت چه خوش منظر گلی ست
لیکن اندر هر مژه خاریش هست
بنده ام طوطی گفتار ترا
زانکه الحق طرفه گفتاریش هست
شاد و خندان می رود ابن حسام
غالبا امید دیداریش هست
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر درباره عشق و زیبایی است. شاعر به بلبل و گلزاری اشاره میکند که نماد عشق و شوق است. او به دلی که محبت دارد و به زلفهای محبوبش بند است، اشاره میکند و میگوید که مانند خودش، افراد بسیاری به این زلفها وابستهاند. نرگس مست و زیبای محبوب نیز توصیف میشود، هرچند که در کنار زیبایی، درد و غمی وجود دارد. شاعر خود را به عنوان بندهای میداند که به خاطر سخنان دلنشین محبوبش، شاداب و خندان است. در نهایت، او به امید دیدار محبوبش اشاره میکند.
هوش مصنوعی: چه خوب است حالتی که بلبل در باغ گل دارد و چه دلخوشی برای کسی که محبوبی دارد که به او دلگرمی میبخشد.
هوش مصنوعی: صوفی لباس خود را کنار زد، چون بر هر تار موی او زنجیری وجود دارد.
هوش مصنوعی: حسن تو مانند یوسف در مصر است که هر کسی برای خریدنش آماده است.
هوش مصنوعی: من تنها به زلف تو گرفتار نیستم؛ صدها نفر مانند من به هر تار موی تو وابستهاند.
هوش مصنوعی: نرگس زیبای تو چه منظرهی دلنشینی دارد، اما در هر مژهات یک خار نهفته است.
هوش مصنوعی: من بندهام و مانند طوطی سخنان تو را تکرار میکنم، زیرا حقیقتاً گفتار تو بسیار جالب و شگفتانگیز است.
هوش مصنوعی: ابن حسام با خوشحالی و لبخند میرود و همیشه به دیدار دوبارهاش امیدوار است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
خواب آن باشد که بیداریش هست
غافل آن باشد که هشیاریش هست
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.