حریف دلکش خوش طبع و ساقی گلرنگ
شراب و شاهد و شمع و شب و چغانه و چنگ
هوای معتدل نو بهار و موصم گل
طراوت چمن دلفریب و دلبر شنگ
نوای نغمه ی عشّاق و ساز پرده ی راست
مده به رغم مخالف چو می توان از چنگ
به صلح کوش که با روزگار عربده جوی
بسی به عربده رفتیم و بر نیامد جنگ
دلم چو شیشه شد و روزگار سنگین دل
کدام شیشه که نشکست روزگار به سنگ
غمت که جای نمی یافت در جهان فراخ
چگونه جای دهم در فضای سینه ی تنگ
گر آه غالیه گونم در آسمان گیرد
عذار آیینه ی اختران بگیرد زنگ
به وصل خویش برآر آرزوی ابن حسام
شتاب عمر گرانمایه بین چه جای درنگ
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به توصیف لحظات دلپذیر و زیبای زندگی میپردازد. او به حریف خوشطبع و شاداب اشاره میکند که در کنار شراب، شاهد و شمع، فضایی رمانتیک و دلانگیز را خلق کردهاند. هوای بهاری و طراوت چمن نیز به زیبایی این فضا افزوده است. شاعر از نغمهها و سازها سخن میگوید و بر این نکته تأکید دارد که در برابر چالشها باید صلح را انتخاب کند. او به دلتنگی و سنگینی روزگار اشاره میکند و از غمهایی که در دلش جا دارد، میگوید. در پایان به آرزوهایش میپردازد و بر لزوم بهرهبرداری از عمر گرانبها تأکید میکند.
هوش مصنوعی: دلبر زیبا و دلنشین، ساقی با طراوت و گل رنگین، شراب، شاهد، شمع، شب، و لذت موسیقی و ساز همه کنار هم قرار دارند و فضایی دلربا را خلق کردهاند.
هوش مصنوعی: هوای دلپذیر بهار و گلهای زیبا در کنار چمنهای خرم، حال و هوای شگفتانگیزی را به وجود آورده است.
هوش مصنوعی: صدای عاشقانه و نغمههای دلانگیز را با ساز خوشی بیفراز، حتی اگر با مخالفتهایی روبهرو شوی، چون میتوانی از چنگ آنها آزاد شوی.
هوش مصنوعی: به تلاش برای رسیدن به صلح بپرداز، زیرا ما در مقابل ناملایمات و مشکلات زندگی بسیار غُر غُر کردهایم، اما در نهایت به جنگ و نزاع کشیده نشدهایم.
هوش مصنوعی: دل من مانند شیشهای آسیبپذیر شده و روزگار بسیار سخت و سنگین است. مگر میشود شیشهای وجود داشته باشد که در برابر سنگها نشکند؟
هوش مصنوعی: چگونه میتوانم غم تو را که در این جهان وسیع جا ندارد، در سینهای تنگ و محدود جا دهم؟
هوش مصنوعی: اگر از دل درد و اندوه خود نالهای سر دهم، آن ناله به آسمان میرسد و چهرهی ستارهها را از غبار میپاکند.
هوش مصنوعی: ابن حسام از معشوقش میخواهد که به او وصل شود و از او میخواهد که با شتاب بیشتری به آرزوی او پاسخ دهد. او بهخوبی میداند که عمر انسان باارزش است و نمیخواهد وقت را تلف کند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
بکوه ساوه (ساده) ز تو مرگ بر نخواهد گشت
همی دراید در روی تو از آن آژنگ
اگر نخواهی بر دشت ساوه شو بنشین
وگر بخواهی درشو بقلعۀ بشلنگ
خدایگان جهان خسرو بزرگ اورنگ
بر آوردندهٔ نام و فرو برندهٔ ننگ
شَهِ ستوده به نام و شه ستوده به خوی
شهِ ستوده به بزم و شهِ ستوده به جنگ
چو آفتاب سر از کوه باختر بر زد
[...]
ز موج دریا این آبر آسمان آهنگ
کشیر رایت پروین نمای بر خرچنگ
مشعبد آمد پروین او ، که در دل کوه
چو وهم مرد مشعبد همی نماید رنگ
سپهر رنگین زو گشت کوه سیم اندود
[...]
شبی دراز، می سرخ من گرفته به چنگ
میی بسان عقیق و گداخته چون زنگ
به دست راست شراب و به دست چپ زلفین
همیخوریم و همی بوسه میدهیم به دنگ
نبیذ و بوسه تو دانی همی چه نیک بود
[...]
ایا فروخته از فر و طلعتت او رنگ
زدوده رای تو ز آیینه ممالک زنگ
بلند رای تو خورشید گنبد دولت
خجسته نام تو عنوان نامه فرهنگ
ز نور رای تو مانند روز گردد شب
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.