گنجور

 
بلند اقبال

بی وفایی چو تو درعالم نیست

حاصل از عشق توام جز غم نیست

غمی از مردن ما نیست تو را

زآنکه در خیل توچون ما کم نیست

به ز درد تو مرا درمان نی

به ز زخم تو مرا مرهم نیست

غم دل با تو بگویم نه به غیر

که به غیر از تو مرا محرم نیست

نیست چون عارض توماه که ماه

به رخش زلف خم اندر خم نیست

هست چشم تواگر پور پشنگ

دل من نیز کم از رستم نیست

هر که را عشق تو بر سر نبود

هست نسناس بنی آدم نیست

همه شب تا به سحر بی تو مرا

به جز از ناله کسی همدم نیست

دلم ازعشق بلنداقبال است

لیک یکدم به جهان خرم نیست

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
شاه نعمت‌الله ولی

خوشتر از ساغر می همدم نیست

بهتر از عشق بتان محرم نیست

نوش کن جام می ای عمر عزیز

که حیاتی به از این یکدم نیست

می خورم جام غم انجام به ذوق

[...]

پروین اعتصامی

سرو خندید سحر، بر گل سرخ

که صفای تو به جز یکدم نیست

من بیک پایه بمانم صد سال

مرگ، با هستی من توام نیست

من که آزاد و خوش و سرسبزم

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه