بی وفایی چو تو درعالم نیست
حاصل از عشق توام جز غم نیست
غمی از مردن ما نیست تو را
زآنکه در خیل توچون ما کم نیست
به ز درد تو مرا درمان نی
به ز زخم تو مرا مرهم نیست
غم دل با تو بگویم نه به غیر
که به غیر از تو مرا محرم نیست
نیست چون عارض توماه که ماه
به رخش زلف خم اندر خم نیست
هست چشم تواگر پور پشنگ
دل من نیز کم از رستم نیست
هر که را عشق تو بر سر نبود
هست نسناس بنی آدم نیست
همه شب تا به سحر بی تو مرا
به جز از ناله کسی همدم نیست
دلم ازعشق بلنداقبال است
لیک یکدم به جهان خرم نیست


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از بیوفایی معشوق شکایت میکند و بیان میکند که حاصل عشق او تنها غم و اندوه است. او میگوید که مرگ او در این عشق چندان اهمیتی ندارد، زیرا کمبودی در عشق وجود ندارد. در عین حال، او درد و زخم ناشی از این عشق را نیز غیرقابل تحمل میداند و تنها با معشوق میتواند غمش را در میان بگذارد. شاعر از زیبایی معشوق و نسبت آن به دیگران میگوید و اشاره میکند که حسرت دیدار او شبهایش را تیره و تار کرده است. در نهایت، عشق او به معشوق عمیق و پایدار است، اما همواره در حسرتی بزرگ به سر میبرد.
هوش مصنوعی: بیوفایی مثل تو در دنیا وجود نداره و نتیجه عشق تو برای من فقط غم و اندوه بوده است.
هوش مصنوعی: نسبت به مرگ ما نگران نباش، زیرا در جمع تو افرادی مثل ما بسیارند.
هوش مصنوعی: درد و زخم تو برای من هیچ دارویی ندارد و هیچ کمکی نمیکند.
هوش مصنوعی: غم و اندوه دل را فقط با تو در میان میگذارم، زیرا هیچکس دیگر به اندازه تو لایق شنیدن آن نیست.
هوش مصنوعی: هیچ چیزی مانند چهرهات نیست، مثل ماه که زلفهایش در هم تابیدهاند و زیباییاش را دوچندان کرده است.
هوش مصنوعی: چشم تو اگر دریایی باشد، دل من هم در قوت و دلیری از رستم کمتر نیست.
هوش مصنوعی: هر کسی که عاشق تو نیست، در واقع وجودش به عنوان انسان کامل نیست.
هوش مصنوعی: تمام شب تا صبح بدون تو، هیچکس جز نالههای من همدم نیست.
هوش مصنوعی: دل من از عشق و خوشبختی پر شده است، اما هیچ لحظهای در این دنیا احساس شادی و شادمانی نمیکنم.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
خوشتر از ساغر می همدم نیست
بهتر از عشق بتان محرم نیست
نوش کن جام می ای عمر عزیز
که حیاتی به از این یکدم نیست
می خورم جام غم انجام به ذوق
[...]
سرو خندید سحر، بر گل سرخ
که صفای تو به جز یکدم نیست
من بیک پایه بمانم صد سال
مرگ، با هستی من توام نیست
من که آزاد و خوش و سرسبزم
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.