زلف بر رخسار آن والاگهر افتاده است
یا که هندوئی است در آتش به سر افتاده است
بر خلاف اینکه می گویند در چین است مشک
زلف او را بین که چین در مشک ترافتاده است
تا منجم دیده افتاده است در عقرب قمر
من کنون بینم که عقرب در قمر افتاده است
در میان مژه هر کس چشم اورا دید گفت
آهویی باشد بهچنگ شیر نر افتاده است
نیست بر شکر مگش آن خال بر شیرین لبش
خسرو پرویز بر روی شکر افتاده است
در سرین ودرمیانش لغزدم پای نظر
زآنکه او را راه درکوه وکمر افتاده است
پیش یاقوت لبش کوقوت مرجان شدمرا
لعل ومرجان وعقیقم از نظر افتاده است
ز آتشین رخسار وآب لعل آتش رنگ او
آتشی سوزنده ما را بر جگر افتاده است
از دل زار بلنداقبال دارد آگهی
طایری کاندر قفس بشکسته پر افتاده است
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر توصیفی زیبا از زیبایی و جذابیت یک معشوق است. شاعر با استفاده از تمثیلها و تشبیهات مختلف، زلف و رخسار معشوق را به اشکال و ویژگیهای گوناگونی تشبیه کرده است. او زلف معشوق را به زلفی که در آتش افتاده، صورتش را به مشک در چین، و همچنین خود او را به آهو و شیر نر تبدیل میکند. در ادامه، شاعر از خال و لبهای شیرین معشوق، و در نهایت از آتشین بودن رخسار و تأثیر آن بر دل زار خود میگوید. به طور کلی، شعر حاوی احساسات عمیق عشق و زیبایی است و تصویرهای زندهای از محبوب به تصویر میکشد.
هوش مصنوعی: زلفِ آن چهرهی زیبای سرآمد به گونهای بر چهرهاش افتاده که گویی همچون هندیزنی در آتش سوزان به سر افتاده باشد.
هوش مصنوعی: با وجود اینکه میگویند زلف او در چین و شکن است، باید بدانیم که این چین و شکن در واقع به خاطر مشک زلف اوست.
هوش مصنوعی: منجم گفته است که در حال حاضر ماه در نشانه عقرب قرار دارد، اما من خودم هم اکنون میبینم که عقرب در ماه ظاهر شده است.
هوش مصنوعی: در دل هر شخصی که به چشمان او نگاه میکند، این تصور به وجود میآید که او مانند آهویی است که به دام شیر نر گرفتار شده است.
هوش مصنوعی: این بیت به زیبایی و جذابیت چهره شخصی اشاره دارد که لبانی شیرین و دلربا دارد. او را به خسرو پرویز، یکی از شخصیتهای معروف و زیبا در تاریخ، تشبیه میکند. در واقع، به وجود یک خال زیبای بر روی لب او اشاره شده که به جذابیت و شیرینی لبهایش افزوده است. این تصویر به خوبی نشاندهنده زیبایی و جوانمردی است.
هوش مصنوعی: در درون و میان او غرق شدم، چرا که با چشمانم به او نظر دوختهام؛ زیرا او بهقدری در دل کوه و دامنه فرو رفته است که راه را نمیتوانم بیابم.
هوش مصنوعی: به خاطر زیبایی و جذابیت لب او، من مانند سنگهای قیمتی مانند یاقوت و مرجان به حاشیه رفتهام و دیگر لعل، مرجان و عقیق برایم اهمیتی ندارند.
هوش مصنوعی: از چهره آتشین و لبان لعل رنگش، آتشی سوزنده بر دل ما نشسته است.
هوش مصنوعی: از دل پر از آرزو و امید، نشانهای به پرندهای رسیده است که در قفس شکسته و پرهایش افتاده است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
تا به فکر گوشوار آن سیمبر افتاده است
پیچ و تاب رشته در جان گهر افتاده است
رشته سر در گم جان را به دست آورده است
دیده هر کس بر آن موی کمر افتاده است
هست چون تسبیح در هر رشته اش صددل گره
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.