نه همی تنها دل ودین از کف من می بری
دین ودل از دست هر شیخ وبرهمن می بری
دین ودل تنها نه از تن ها بری از هر که هست
هوشش از سر صبرش از دل جانش از تن می بری
ازکف خسرو اگر شیرین ارمن برد دل
دل به شیرینی تواز شیرین ار من می بری
گفته بودم دل به کس ندهم ندانستم که تو
با دوچشم از یک نگه دل را به صد فن می بری
گشته درعهدت حرام آسودگی بر مردوزن
بسکه آرام وقرار از مرد واز زن می بری
دشمنی با دوستان یا دوستی با دشمنان
کآبروی دوست را در پیش دشمن می بری
جا به قصر گلشن فردوس گویا کرده است
گربلنداقبال را باخودبه گلخن می بری


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از قدرت عشق و تأثیر آن بر روح و روان انسانها سخن میگوید. او بیان میکند که عشق تنها دل و دین او را نمیرباید، بلکه از هر فردی میتواند هر چیز ارزشمندی را بگیرد. عشق و زیباییِ دوستش به قدری قوی است که میتواند دل را با یک نگاه به تسخیر درآورد. در عین حال، شاعر به تبعات این عشق نیز اشاره میکند، از جمله از دست دادن آرامش و قرار در زندگی. همچنین، او به دوستیهای مشکلساز و معضلات ناشی از جدایی اشاره میکند و در نهایت حسرت خود را برای دوستان و محبوبش بیان میکند.
هوش مصنوعی: تو تنها دل و ایمان مرا نمیگیری، بلکه دین و دل را از دست هر عابدی و هر زاهدی هم خارج میکنی.
هوش مصنوعی: در اینجا گفته میشود که دین و عشق تنها به جسم ربطی ندارند. این احساسات عمیق به کسانی تعلق دارد که عاقل و با صبر هستند. آنها با درک و روحی عمیق از دنیا جدا میشوند و لذا هیچ چیز نمیتواند آنها را محدود کند.
هوش مصنوعی: اگر شیرین (شخصی از داستانهای معروف ایرانی) از خسرو (شاه ایرانی) دل برده باشد، دل من نیز به شیرینی تو تسلیم شده است؛ تو از شیرین هم شیرینتر هستی و من به خاطر تو، دل به شیرینیت میسپارم.
هوش مصنوعی: گفته بودم به هیچکس علاقهمند نشوم، اما نمیدانستم که تو با یک نگاه، قلبم را به شیوههای مختلف تسخیر میکنی.
هوش مصنوعی: در دوران تو، زندگی راحت برای مرد و زن ممنوع شده است، چرا که آرامش و سکون را از هر دو گرفتهای.
هوش مصنوعی: با دشمنی کردن با دوستان یا دوستی با دشمنان، آبرو و اعتبار دوست را در نظر دشمن میریزی.
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که در باغی زیبا و دلانگیز، خوشبختی و کامیابی بهطور ویژهای به شخصی اعطا شده است و او را به جایی خوشبو و دلپذیر میبرد. این مکان نه تنها جایگاهی است برای لذت بردن، بلکه به نوعی نماد خوشبختی و موفقیت نیز به شمار میآید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
این چه رفتار است کآرامیدن از من میبری؟
هوشم از دل میربایی عقلم از تن میبری
باغ و لالستان چه باشد آستینی برفشان
باغبان را گو بیا گر گل به دامن میبری
روز و شب میباشد آن ساعت که همچون آفتاب
[...]
روی پنهان کن که آرام دل از من میبری
هوشم از سر میربایی جانم از تن میبری
این چه دلداری بود جانا که با من ساعتی
مینیارامی و آرام دل از من میبری
گفتهای نزد تو آیم بر من این منت منه
[...]
دین و دل ای سیمتن تنها نه از من میبری
با چنین رو دل ز سنگ و روی آهن میبری
میکنی اندر شبستان خم زلفت نهان
آنچه دل از خلق اندر روز روشن میبری
با چین بستان روحانی که باشد بیخزان
[...]
ایکه نام آن صنم را در بر من میبری
باخبر شو نام بت پیش برهمن میبری
ایدل افتادی چو در دنبال آن سیمین ذقن
خویش دانستم سوی چاهم چو بیژن میبری
در حقیقت پهلوان عشقست ای دستان سرای
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.