در خم زلف توتا گشته گرفتار دلم
از پریشانی خودنیست خبردار دلم
تا به عشق تو سروکار دل افتادمرا
شست یکباره دل ودست ز هر کار دلم
بلکه از شربت لعل توشفائی یابد
شده از چشم توچون چشم تو بیمار دلم
دیده تا دیده من طره ورخسار تو را
نیست آسوده دمی از غم و آزار دلم
بی توخارند به چشمم همه گل های چمن
نکند بی رخ تومیل به گلزار دلم
دل سنگین توتا چند نگردد راضی
که شوداز غم هجر تو سبکبار دلم
دلم از بسکه ز هرکس طلبد وصل تو را
درنظرهای خلایق شده بس خوار دلم
خون چرا دادبه چشمم که بریزد به کنار
هم به عشقت نبودمحرم اسرار دلم
تاخبر شد که ز عشق تو بلنداقبالم
شد منادی به همه کوچه وبازار دلم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از گرفتار شدن دلش در زلف محبوب صحبت میکند و میگوید که از شدت پریشانی و دلتنگی، هیچ چیز حتی عشق به محبوب نمیتواند او را آرام کند. دل او به خاطر زیبایی محبوب و غم جدایی از او به شدت ناآرام است. شاعر به شدت دلتنگی و عذاب عشق اشاره میکند و میگوید که حتی گلهای چمن نیز بیمحبوبش برایش خوشایند نیستند. او دلش را در تلاش برای وصل به محبوب میبیند و از اینکه در نظر دیگران خوار شده، رنج میبرد. در نهایت، او از غم جدایی مینالد و ابراز میکند که خبر خوشبختیاش از عشق محبوبش در کوچه و بازار میپیچد.
هوش مصنوعی: دل من به خاطر زلفهای تو در پیج و خم گرفتار شده و از بیقراریام هیچ خبری ندارد.
هوش مصنوعی: وقتی که به عشق تو دلم مشغول شد، به یک باره دل و دست من از هر کاری پاک شدند.
هوش مصنوعی: شربت سرخ رنگ تو باعث بهبودی دردهای من خواهد شد، که از نگاه تو بیمار دل من شده است.
هوش مصنوعی: چشمان من هرگز آرام نیستند، چون همیشه به زیبایی موها و چهره تو خیره شدهاند و از غم و درد قلبم راحتی ندارم.
هوش مصنوعی: بدون تو، همه گلهای چمن در چشمم خشک و بیروح هستند و دلم بدون دیدار تو، هرگز میل و اشتیاقی به گلزار ندارد.
هوش مصنوعی: دل سنگین تو به چه امیدی این همه ناراحتی را تحمل میکند، وقتی که فقط با دوری تو میتواند سبک و آزاد شود؟
هوش مصنوعی: دل من به خاطر اینکه دائم از دیگران خواستار وصالت هستم، در نظر مردم خیلی بیارزش و معیوب شده است.
هوش مصنوعی: چرا اشک من برای عشق تو میریزد، در حالی که دل من هیچ رازی را به تو نمیگوید؟
هوش مصنوعی: به محض اینکه متوجه شدم که عشق تو باعث شده تا روزگارم رو به راه شود، صدای من در تمام کوچهها و بازارها پخش شد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
عاشق مستم و محنت زده از بار دلم
دوستان عفو کنیدم که گرفتار دلم
همه کس در پی تیمار و دل من ز جنون
سنگ بر سینه زنان در پی آزار دلم
خار خار دلم از زخم زبان کم نشود
[...]
تا خم زلف بتان آمده زنار دلم
بت پرستی ز میان ، گشته پرستارِ دلم
یوسف مصر مکان کرده ببازار دلم
من زلیخا صفت امروز خریدار دلم
مرغ طبعم بنوا آمده چون بلبل باغ
[...]
ای دل آزار مباش از پی آزار دلم
که نباشد به کسی جز تو سروکار دلم
باشد از ابروو مژگان به کفش تیر وکمان
چشمِ تو هست مگر بر سرِ پیکارِ دلم
ترک خونخوار توگردیده عدوی دل من
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.