پای بند خم آن زلف گره گیر شدم
از جنون عاقبت الامر به زنجیر شدم
این همه چین نه ز پیری است که دارم به جبین
در جوانی ز غم یار چنین پیر شدم
نه ز بسیاری عمر است که پشتم شده خم
قدخمیده چو کمان ز آن قد چون تیر شدم
شد زتاراج غمش ملک وجودم ویران
شکر لله که کنون قابل تعمیر شدم
جان به در بردم از آن خنجر مژگان اول
آخر از ابروی او کشته به شمشیر شدم
دست تدبیر من ازچاره گری کوته شد
تا گرفتار به سرپنجه تقدیر شدم
چون بلنداقبال از بس که خورم خون جگر
بر سر خوان حیات از دل وجان سیر شدم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این قطعه احساسات عمیق و دردناک خود را نسبت به عشق و معشوقش بیان میکند. او به زنجیر شدن خود به خاطر زلفهای معشوق اشاره میکند و میگوید که این نشانه دیوانگی اوست. چین و چروکهای صورتش ناشی از غم عشق است و نه پیری، و از تأثیرات عشق، قدش خمیده و جانش ویران شده است. او از زخمهایی که غم معشوق بر دلش گذاشته، میگوید و اینکه تدبیرش برای نجات از این درد ناکام مانده است. در نهایت، او به وضعیت سخت خود اذعان میکند که به دلیل رنجهای عشق، شهد زندگی را با خون جگر میخورد.
هوش مصنوعی: من به خاطر عشق و دیوانگی، به زنجیر موهای پیچیدهات در آمدم و در نهایت اسیر شدم.
هوش مصنوعی: این چین و چروکها به خاطر پیری نیست، بلکه به خاطر غم و درد جدایی یارم است که در جوانی به سراغم آمده و من را اینقدر خسته و ناتوان کرده.
هوش مصنوعی: به خاطر طولانی بودن عمرم، کمرم کج شده است. اما با این حال، قد من هنوز به زیبایی کمان است و از همین قد زیبا مانند تیری راست شدهام.
هوش مصنوعی: از درد و رنجی که به جانم وارد شد، وجودم به ویرانی افتاد. اما شکر خدا که حالا توانستهام خودم را دوباره بسازم و ترمیم کنم.
هوش مصنوعی: من از تاثیر نگاه زیبای او نجات پیدا کردم، اما در نهایت از ابروهایش مانند کسی که به وسیله شمشیر کشته شده، آسیب دیدم.
هوش مصنوعی: نمیتوانم کاری از پیش ببرم و تدبیر من به بنبست رسیده است، بنابراین به سرنوشت خود گرفتار شدم.
هوش مصنوعی: از آنجا که سرشار از شوق و امید هستم، به خاطر تلاشها و سختیهایی که کشیدهام، از زندگی و لحظاتش به شدت سیر و راضی شدهام.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
مو به مو بستهٔ آن زلف گره گیر شدم
آخر از فیض جنون قابل زنجیر شدم
کاش ابروی کجش بنگری از دیدهٔ راست
تا بدانی که چرا کشتهٔ شمشیر شدم
نه کنون میخورد آن صفزده مژگان خونم
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.