عقل است همچوشمع بر آفتاب عشق
ساقی بیا بده قدحی از شراب عشق
با اینکه عقل پادشه هفت کشور است
دیدم پیاده بود دوان دررکاب عشق
چون جای گنج گشته به ویرانه نیست غم
گر گشته است جان ودل من خراب عشق
خواهم که خون شود دل و بیرون رود ز چشم
چون گشته در میانه دل من حجاب عشق
هر کس نشسته بر دل وجانش غبار غم
آن به که شستشو کندش با گلاب عشق
عشق است عین دوست بود دوست عین عشق
دانی چه گویم آگهی ار از حساب عشق
اقبال من چونخل قد دوست شد بلند
ز الطاف بی نهایت عالیجناب عشق
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به زیبایی عشق و اثرات آن بر عقل و دل انسان اشاره دارد. شاعر میگوید که عقل مانند شمعی در برابر آفتاب عشق کمرنگ است و عشق امری فراتر از عقل است. او به ساقی (نماد عشق) میخواهد شراب عشق را بنوشد، زیرا عشق به شادی و امید کمک میکند.
شاعر بیان میکند که حتی اگر عقل در جایگاه بالایی قرار داشته باشد، در برابر عشق عاجز است و عشق میتواند دل را خراب کند و جای غم را بگیرد. او از عشق به عنوان وسیلهای برای شستشوی غبار غم یاد میکند و به ارتباط عمیق بین عشق و دوستی اشاره میکند. در نهایت، شاعر بر این باور است که با لطف و رحمت عشق، سرنوشتش به جایی خوب و بلند پرواز میشود.
هوش مصنوعی: عقل مانند شمعی در برابر نور آفتاب عشق است. ای ساقی، بیایید و جامی از شراب عشق به من بدهید.
هوش مصنوعی: با وجود اینکه عقل فرمانروای همهی جهانهاست، دیدم که او در عشق، همچون یک سواره، پیاده و شتابان به دنبال معشوقش بود.
هوش مصنوعی: وقتی که جایی پر از گنج و ثروت شده، دیگر غم و اندوهی وجود ندارد، حتی اگر روح و قلب من به خاطر عشق ویران شده باشد.
هوش مصنوعی: میخواهم که دل به شدت داغ و رنجیده شود و اشکها از چشمانم بریزد، چرا که عشق باعث شده که بین من و محبوبم مانعی ایجاد شود.
هوش مصنوعی: هر کسی که دل و جانش پر از غم و اندوه است، بهتر است که این غبار را با عطر و محبت عشق پاک کند.
هوش مصنوعی: عشق و دوستی به هم وابستهاند، به طوری که دوست در واقع تجسم عشق و عشق تجسم دوست است. اگر از عمق و حقیقت عشق بپرسی، به دشواری میتوان به آن پاسخ داد، زیرا حساب و کتاب آن فراتر از درک معمولی ماست.
هوش مصنوعی: شکوه و عظمت من به خاطر محبتهای بیپایان عشق، همچون قامت بلند محبوب شده است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
عیبم مکن اگر (که) من هستم (خراب) عشق
کایزد سرشت (آبم و) خاکم بآب عشق
ساقی بیار (می) که برنکشد از چه غمم
سررشته خرد که درو نیست باب عشق
چون نحل موم کار خرد گرچه دلرباست
[...]
جان آرمیده میشود از اضطراب عشق
این رشته را دراز کند پیچ و تاب عشق
صبح قیامت از دهن خم کند طلوع
چون بر لب آورد کف مستی شراب عشق
مغزش ز جوش پرده افلاک میدرد
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.