در بر دلدار کی رفتم که دلداری نکرد
کی غم دل پیش او گفتم که غمخواری نکرد
کی به اوگفتم که بیمارم چو چشمت از غمت
کو به بالینم نشدحاضر پرستاری نکرد
کی به اوگفتم که از هجرت دلی دارم خراب
کو به تعمیرش به وصل خویش معماری نکرد
کی به گلزار دل خود راه داد او را کسی
کو نشدخود باغبان آنجا وگلکاری نکرد
کی به عمر از ما خطاکاران خطایی دید دوست
کونشد ستار عیب ما وغفاری نکرد
با کسی گر داوری می بود ما را در جهان
یاوری کی خواستیم از او که او یاری نکرد
با دلم کرد آنچه دلبر از لب شنگرف گون
با همه کینی که دارد چرخ زنگاری نکرد
بر دل من صد هزاران آفرین از کردگار
کانچه دید آزار صابر آمد وزاری نکرد
عطر زلفش آنچه با مغز بلند اقبال کرد
عنبر سارا نکرد ومشک تاتاری نکرد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از درد و رنج ناشی از عشق سخن میگوید و به عدم توجه و محبت معشوق اشاره میکند. او به یاد میآورد که هر بار مشکلات و غمهای خود را با معشوق در میان گذاشته، اما او به هیچ وجه یاری نکرده و به دردهایش اهمیتی نداده است. شاعر از احساس تنهایی و نقص محبت در رابطه حرف میزند و به این موضوع میپردازد که حتی در سختیها و بیماریها، معشوق برای او حضور نداشته و به مانند باغبانی که باغش را نادیده میگیرد، از او غافل شده است. نهایتاً، شاعر با نگاهی نا امید به زندگی و عشق، حس میکند که با وجود تمام زحمتها و صبرهایش، در نهایت هیچ لطفی از طرف معشوق نصیبش نشده و او را در سختیها تنها گذاشته است.
هوش مصنوعی: هرگز در کنار محبوب نرفتم که او توجهی به من نداشت و وقتی که غم های دل خود را برایش بازگو کردم، او هم دردی نکرد.
هوش مصنوعی: به او گفتم که از عشق تو بیمار شدهام، اما تو همواره از غم من دوری و هیچگاه کنارم نیامدی تا برایم پرستاری کنی.
هوش مصنوعی: کی به او گفتهام که به خاطر جدایی دلم شکسته است؟ او که خود در پی ترمیم دل من نیست و به وصال خود مشغول است.
هوش مصنوعی: کسی که در دلش عشق و محبت را پرورش ندهد و خود را برای نگهداری از آن آماده نکند، نمیتواند به زیباییهای قلبش ورود پیدا کند.
هوش مصنوعی: دوست ما که همیشه از اشتباهات ما آگاه است، هرگز خطایی از ما ندیده و عیبهای ما را پوشانده و ما را بخشیده است.
هوش مصنوعی: اگر کسی در این دنیا داوری و یاریگریش نصیب ما میشد، ما هرگز از او درخواست یاری نمیکردیم، چرا که او هیچ کمکی به ما نکرده است.
هوش مصنوعی: دلبر با زیبایی و لطافت خاصی که دارد، باعث شد که من در دل خود احساساتی را تجربه کنم که هیچ چیز دیگری در دنیا نتوانسته بود به وجود آورد. حتی با تمام کینه و خصومت چرخهای زمان هم نتوانستند این احساسات را از من بگیرند.
هوش مصنوعی: به دل من هزاران بار از جانب خداوند سپاسگزاری میشود، چرا که هر آسیبی که دیدم، صبر کردم و شکایتی نکردم.
هوش مصنوعی: عطر موهای او چنان خوشبوست که هیچ چیز دیگری مانند آن عطر، خوشی و شانس را به ارمغان نمیآورد. بوی عنبر و مشک هم نمیتواند با این عطر رقابت کند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ای مسلمانان فغان کان یار من یاری نکرد
با من بیچاره هرگز رسم دلداری نکرد
ما عزیز مصر جان بودیم باری در جهان
از چه رو آخر بگو با ما بجز خواری نکرد
ای بسا زاری که کردم در غم رویش ولی
[...]
یار در دلداری ما هیچ خودداری نکرد
یا چنین تمکین بما تقصیر در یاری نکرد
دیدمش در خواب و گردیدم به گردش تا سحر
کرد خواب آخر به من کاری که بیداری نکرد
عالمی را بی تو از شیون به تنگ آوردهام
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.