گنجور

 
بیدل دهلوی
 

مگو این نسخه طور معنیی یک دست‌کم دارد

تو خارج نغمه‌ای ساز سخن صد زیر و بم دارد

صلای عام میآید به‌گوش از ساز این محفل

قدح بحرکدا چیده‌ست و جام از بهر جم دارد

ادب هرجا معین‌کرده نزل خدمت پیران

رعایت‌کردگان رغبت اطفال هم دارد

زیان را سود دانستم‌کدورت را صفا دیدم

سواد نسخهٔ کمفرصتان خط در عدم دارد

خم ابرو شکست زلف نیزآرایش است اینجا

نه‌تنها حسن قامت را به رعنایی علم دارد

به چشم هوش اگر اسرار این آیینه دریابی

صفا و جوهر و زنگار چشمکها بهم دارد

من این نقشی‌که می‌بندم به قدرت نیست پیوندم

زبان حیرت انشایم به موهومی قسم دارد

نوشتم آنچه دل فرمود خواندم هرچه پیش آمد

مرا بی‌اختیاریها به خجلت متهم دارد

ز تحریرم توان‌کیفیت تسلیم فهمیدن

غرورکاتب اینجا سرنگونی تا قلم دارد

نفس تا هست فرمان هوسها بایدم بردن

به هر رنگی‌که خواهی‌گردن مزدور خم دارد

تمیز خوب‌ و زشتم ‌سوخت ذوق ‌سرخوشی بیدل

ز صاف و درد مخمور آنچه یابد مغتنم دارد

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: بیدل نشر نگاه | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.