گنجور

غزل شمارهٔ ۸۷۷

 
بیدل دهلوی
بیدل دهلوی » غزلیات
 

بیا ای جام و مینای طرب نقش‌کف پایت

خرام موج می مخمور طرز آمدنهایت

نفس در سینه‌، نکهت آشیان خلد توصیفت

نگه در دیده شبنم پرور باغ تماشایت

شکوه جلوه‌ات جز در فضای دل نمی‌گنجد

جهان پرگردد ازآیینه تا خالی شود جایت

پر اسان است اگرتوفیق بخشد نور بیتابی

تماشای بهشت ازگوشهٔ چشم تمنایت

توان در موج ساغر غوطه زد از نقش پیشانی

به مستی‌گر دهد فرمان نگاه نشئه پیمایت

فروغ شمع هم مشکل تواند رنگ‌گرداندن

در آن محفل‌که منع دور ساغر باشد ایمایت

مروت صرف ایجادت‌کرم فیض خدا دادت

ادب تعمیر بنیادت حیا آثار سیمایت

نظراندیشی وهمم به داغ غیر می‌سوزد

دلی آیینه سازم‌کز تو ریزم رنگ همتایت

هواخوه تو اکسیر سعادت در بغل دارد

نفس بودم سحرگل‌کردم از فیض دعاهایت

تهی از سجدهٔ شوقت سر مویی نمی‌یابم

سراپادر جبین می‌غلتم از یاد سراپایت

اثر محو دعای بیدل است امید آن دارد

که بالد دین و دنیا در پناه دین و دنیایت



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: بیدل نشر نگاه | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

ال می را نوشته:

هواخوه تو اکسیر سعادت در بغل دارد
نفس بودم سحرگل‌کردم از فیض دعاهایت

مصراع دوم این بیت یک ظرافت زبانی زیبا و شاعرانه داره که مختص سبک بیدل هست.
“دعاهایت” چنین به نظر می رسه که دعاهای معشوق فیضی داره که بر جان عاشق تاثیر می گذاره و نفس (وجود مخفی) او را چون سحر (روز) آشکار می کنه.
در حالی که شاعر به صورت ظریف و زیبا از اکسیر وجودش خبر می ده و می گه :
منی که عاشق تو هستم اکسیری در وجودم دارم و از فیض دعاهایی که در حق تو می کنم نفسم (وجود مخفی ام) مانند سحر (که با آمدن خورشید آشکار می شود”گریز و توجه به خاصیت اکسیر که زرین کردن هست”) درخشان می گردد.
این نوع ظرافت مختص شاعری چون حضرت بیدل هست .

👆☹

کتابخانهٔ گنجور