گنجور

 
بیدل دهلوی

ز غصه چاره ندارد دلی که آگاه است

فروغ گوهر بینش چو شمع جانکاه است

کجا بریم ز راهت شکسته‌بالی عجز

ز خویش نیز اگر رفته‌ایم افواه است

ثبات رنگ نکردم ذخیره اوهام

چو غنچه درگرهم‌گرد وحشت آه است

قسم به طاق بلند کمان بیدادت

که چون نفس به دلم ناوک ترا راه است

به هستی تو امید است نیستیها را

که ‌گفته‌اند اگر هیچ نیست الله است

ز رنگ زرد به سامان سوختن علمیم

چراغ شعلهٔ ما را فتیلهٔ ‌کاه است

چگونه عمر اقامت‌ کند به راه نفس

گره نمی‌خورد این رشته بسکه ‌کوتاه است

فریب ساغر هستی مخور که چون ‌گرداب

به‌جیب خویش اگر سر فرو بری چاه است

به غیر ضبط نفس‌ ساز استقامت ‌کو

مراکه شمع‌صفت مغز استخوان آه است

به عالمی ‌که تو باشی ‌کجاست هستی ما

کتان غبار خیال قلمرو ماه است

به ناامیدی ما رحمی ای دلیل امید

که هیچ جا نرسیدیم و روز بیگاه است

چسان به دوش اجابت رسانمش بیدل

که از ضعیفی من دست ناله ‌کوتاه است

 
 
 
مشکلات اینترنت
امیر معزی

خدای عرش گواه و زمانه آگاه است

که دین عزیز به سلطان دین ملکشاه است

شهی که خاطر پاک و ضمیر روشن او

ز هر هنرکه خدا آفریده آگاه است

اگر به افسر و گاه است فخر هر ملکی

[...]

سلمان ساوجی

شب است و بادیه و دل، فتاده از راه است

ز چپ و راست، مخالف، ز پیش و پس، چاه است

مقام تهلکه است این ولی منم، فارغ

ز کار دل، که به دلخواه یار دلخواه است

مرا سری است که دارم، بر آستانه تو

[...]

جنید شیرازی

خوشا دلی که ز اسرار عشق آگاه است

خوشا تنی که به جان در سلوک این راه است

اگر ز معنی وحدت دلیل می‌طلبی

به دست خویش نظر کن که نقش الله است

مرا ز صحبت رندان خوش آمد آن معنی

[...]

شاه نعمت‌الله ولی

به هر چه می ‌نگرم نور طلعت شاه است

به هر طرف که روان می شوم همه راه است

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از شاه نعمت‌الله ولی
صائب

دلیل راه توکل امید کوتاه است

عصا ز دست فکندن عصای این راه است

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه