گنجور

غزل شمارهٔ ۲

 
بیدل دهلوی
بیدل دهلوی » غزلیات
 

اگر به‌گلشن ز نازگردد قد بلند تو جلوه فرما

ز پیکرسر وموج خجلت‌شود نمایان چو می ز مینا

ز چشم مستت اگر بیابد قبول‌کیفیت نگاهی

تپدزمستی‌به روی‌آیینه‌نقش جوهرچوموج صهبا

نخواند طفل جنون مزاجم خطی زپست وبلند هستی

شوم فلاطون ملک‌!دانش اگر شناسم سر ازکف پا

به هیچ صورت زدورگردون نصیب مانیست سربلندی

زبعد مردن مگر نسیمی غبار ما را برد به بالا

نه شام ما را سحرنویدی نه صبح ما راگل سفیدی

چو حاصل ماست ناامیدی غبار دنیا به فرق عقبا

رمیدی از دیده بی‌تأمل‌گذشتی آخر به صد تغافل

اگر ندیدی تپیدن دل شنیدنی داشت نالهٔ ما

ز صفحهٔ راز این دبستان ز نسخهٔ رنگ این‌گلستان

نگشت نقش دگر نمایان مگر غباری به بال عنقا

به‌اولین جلوه‌ات ز دلها رمیده صبر وگداخت طاقت

کجاست آیینه تا بگیرد غبار حیرت درین تماشا

به دورپیمانهٔ نگاهت اگر زند لاف می فروشی

نفس به رنگ‌کمند پیچد زموج می درگلوی مینا

به‌بوی ریحان مشکبارت به‌خویش پیچیده‌ام چوسنبل

ز هررگ برگ‌گل ندارم چو طایررنگ رشته برپا

به هرکجا ناز سر برآرد نیاز هم پای‌کم ندارد

توو خرامی و صد تغافل‌، من و نگاهی و صد تمنا

ز غنچهٔ او دمید بیدل بهار خط نظر فریبی

به معجز حسن‌گشت آخر رک زمرد ز لعل پیدا

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فع مفاعلن فع مفاعلن فع مفاعلن فع | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: بیدل نشر نگاه | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۶ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کلام قاصر نوشته:

“رنگ” در شعر بیدل نقش تعیین‌کننده‌ای دارد. این حاشیه را می‌نویسم برای بعدی که دیوان بیدل تکمیل شد.

حمید سلطان نوشته:

در مورد وزن غزل بیدل (اگر به گلشن ز ناز گردد قد بلند تو جلوه فرما ) که به صورت ( مفاعلن فع ) رکن بندی شده است نکته یی قابل توجه است : این تقطیع اشکال فنی قابل ملا حظه یی ندارد اما مساله این است که در نامگذاری وزن و تشخیص بحر عروضی آ ن دچار مشکل می شو یم زیرا در آنصورت باید آن را از متفرعات بحر هزج بگیریم: هزج مقبوض ابتر. حال آ نکه در کتابهای عروضی وزن مذکور را بصورت (فعول فع لن )رکن بندی کرده اند و از زحا فات بحر متقارب گرفته اند : متقلرب مقبوض ا ثلم . در این کتابها وزنی بنام ( مفاعلن فع )نیا مده است .هر چند مبحث زحافات عروضی ما غالبا بنیاد و پایه علمی محکمی ندارد اما بهر صورت به نفع و صرفه است که حتی ا لمقدور ارتباط ما را با عروض سنتی تا جا یی که ممکن باشد حفظ کنیم زیرا که خطر قطع ارتباط و بیگا نگی فر هنگی در میان است و نسلهای آ ینده دچار آ شفتگی و سر در گمی خوا هند شد . بنا بر این اگر مصلحت بدانید وزن غزل فوق را به صورتی که ذکر شد تصحیح بفر ما یید وا لله اعلم با لصواب .

احمدرضا توجهی نوشته:

درود

من بر خلاف دوستان دیگر احساس می کنم این شعر در بحر «کامل» سروده شده است .

ما در اشعار کهن بیشتر از چهار رکن را به این شکل مشاهده نمی کنیم (یا حد اقل تا به حال من ندیده ام )

اما بحر کامل زُحافی دارد به نام «مفاعلاتن» که اول آن که با تقطیع سازگار است دوم آنکه می شود بحر کامل مثمن مرفّل موقوص . هر چند شاید این دلیل ذکر شود که چنین بحری در اشعار فارسی وجود ندارد (منظور از وجود کاربرد است ) اما شما خیلی راحت می توانید با ضرب دست آهنگ و موسیقی آن را (هر چند سخت ) بدست آورید .

موفق باشید .

بشیر رحیمی نوشته:

با سلام، من با آنکه تبحری در بحر ندارم اما فکر می‌کنم نظر آقای احمدرضا توجهی، نزدیک به صواب است. “مفاعلاتن”، تکرار می‌شود و هیچ تقطیعی هم در کار نیست.
بیدل ۱۳ غزل دیگر نیز بر همین بحر دارد؛ غزلهای شماره: ۲۹، ۳۰، ۷۵، ۲۶۳، ۳۸۲، ۸۷۹، ۹۹۱، ۱۰۵۲، ۲۱۱۷، ۲۳۹۳، ۲۳۹۸، ۲۴۰۱ و ۲۵۰۹ بر همین بحر استوارند.
با پوزش از استاد ارجمند حمید سلطان.

ولی آرین نوشته:

سلام و علیکم:
من بر اظهار نظر محترم توجهی صحیح میگذارم که ای غزل در بحر کامل سروده شده.

مسعود عباسی نوشته:

با سلام
می توان وزن این شعر و اشعار مشابه را از زیر مجموعه های اوزان دوری ( متناوب ) بر شمرد. وزن هایی همچون مستفعلن فع مستفعلن فع ( فع لن فعولن فع لن فعولن ).واژه مفاعلاتن بعنوان رکن ، در میان ارکان عروض ثبت نشده است . بطور مثال در کتاب ادبیات فارسی ۱ ( دوره پیش دانشگاهی رشته علوم انسانی )

کانال رسمی گنجور در تلگرام