گنجور

 
بیدل دهلوی
 

ای خانهٔ آیینه ز دیدار تو پرگل

خون در دل ما چند کند رنگ تغافل

امروز سواد خط آن لعل‌ که دارد

عینک ز حبابست به چشم قدح مل

بر دامن پاکت اثری نیست ز خونم

شبنم ته دندان نگرفته‌ست لب گل

عمریست‌ که‌ گم‌گشت در این قلزم نیرنگ

از موج و حباب انجمن دور و تسلسل

در عشق جنون‌خیز پرافشانی کاهی‌ست

گر کوه شود پای به دامان تغافل

هرحلقه ازین سلسله صد فتنه جنون است

غافل نروی در خم آن طرّه و کاکل

از طینت امواج تردد نتوان برد

تا هست نفس فکر محالیست توکل

هم نسبتی عجز تظلمکدهٔ ماست

مشکل‌ که خم شیشه برد صرفه ز قلقل

پرواز عروج اثر درد ندارد

بر ناله ببندید برات پر بلبل

همت هوس ترک علایق نپسندد

این جلوه از آنجاست‌ که او زد به تغافل

بیدل همه‌جا آینهٔ صورت عجزیم

نقش قدمی را چه عروج و چه تنزل

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: بیدل نشر نگاه | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.