گنجور

غزل شمارهٔ ۱۸۶۹

 
بیدل دهلوی
بیدل دهلوی » غزلیات
 

نازد به عشق غازهٔ حسن جنون دماغ

پروانه است جوهر آیینهٔ چراغ

ما را ز لعل یار پیامی نشد نصیب

تا کی رسد به بوس وکله، کج‌ کند ایاغ

مجبور هستی‌ایم ز جرأت‌ گزیر نیست

از پر زدن به نشئه نگیرد کسی ‌کلاغ

چون نالهٔ سپند به هر جاگذشته‌ایم

نقش قدم ز گرمی رفتار گشته داغ

در عشق کوش‌ کز غم اسباب وارهی

درد دلی مگر دهد از درد سر فراغ

از سرکشان جاه توقع مدار چشم

افشانده‌ گیر دست ثمر زین چنار باغ

با دوستان ‌گرت نبود مقصد انفعال

الفت بس است شرم کن از بستن جناغ

عنقا به وهم مصدر آثار زندگی‌ست

ای‌کاش نیستی دهد از هستی‌ام سراغ

دل تیره شد ز مشق خیالات خوب و زشت

آیینه را هجوم صور کرد بی‌دماغ

بید‌ل نوید قاصد بد لهجه ماتم است

مکتوب نوبهار نبندی به بال زاغ

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: بیدل نشر نگاه | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

میلاد نوشته:

مطلع این غزل موجب بحثی در میان دوستان بر سر معنی مشخص آن شد. بی شک می توان معانی زیادی را بر شعر بیدل حمل کرد که همه درست و یا نادرست باشند اما به هر حال با توجه به آنچه از معنی کلی شعر بر می آید، دست کم یکی از معانی می تواند چنین باشد:
آن یار واله و شیدا (جنون دماغ) به سرخی گونه های خود مفتخر (حسن غازه) است، حال آنکه جیوه ی آیینه ی چراغ (که نور آن را متزاید می کند و رنگ سرخ دارد) از خون پروانه هایی چون من است.
به عبارت دیگر آن یار عاشق کش به چیزی می نازد که از قربانی ها و عشاقی دارد که گرد او گشته اند.
توضیح آنکه در قدیم برای زیاد شدن نور چراغ (فانوس) آینه ای در پشت آن به کار می بردند.
سرخی به شکل مراعات نظیری (غازه، رنگ جیوه ی پشت چراغ و خون عاشق) در شعر به کار می رود که خون پروانه را می توان از آن تخیل کرد.

👆☹

کانال رسمی گنجور در تلگرام