گنجور

غزل شمارهٔ ۱۳۷۷

 
بیدل دهلوی
بیدل دهلوی » غزلیات
 

ذره تا مسهر هزار آینه عریان‌ کردند

ما نگشتیم عیان هر چه نمایان ‌کردند

بیخودی حیرت حسن عرق ‌آلود که داشت

که دل و دیده یک آیینه چراغان کردند

حسن بیرنگی او را ز که یابیم سراغ

بوی گل آینه‌ای بود که پنهان کردند

دل هر ذره چمنزار پر طاووس است

گر‌د ما را به هوای که پریشان کردند

سرو برگ طلبی ‌کو که نفس‌ِ سوختگان

نیم لغزش به هزار آبله سامان‌کردند

سعی جوهر همه صرف عرض‌آرایی‌هاست

سوخت نظاره به این رنگ‌که مژگان‌کردند

وضع تسلیم جنون عافیت‌آباد دل است

این گهر را صدف از چاک گریبان کردند

عشق از خجلت تغییر وفا غافل نیست

آب شد آتش ‌گبری که مسلمان ‌کردند

بیدماغی چه‌گریبان‌که نداده‌ست به چاک

تنگ شد گوشهٔ دل عرصهٔ امکان‌کردند

بیدل ازکلفت افسرده‌دلیها چو سپند

مشکلی داشتم از سوختن آسان‌کردند



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: بیدل نشر نگاه | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجینهٔ گنجور