یا وَصلُکَ غایةُالأمانی
من هجر کرمنی امانی
وصل تو دهد به عاشقانت
سرمایه عمر جاودانی
مِن وَجهکَ نُورُ کلِّ حِینٍ
من... زینةُالزّمانی
دور خط تو نمود ما را
از روی تو آفتاب ثانی
فی خَلقِکَ نادرٌ قَرینا
فی خُلقِکَ صاحبُالقرانی
در ذات تو ختم شد کماهی
خلق خوش و حسن و دلستانی
إن کُنتُ أریدُ عُمرَ خِضرٍ
مِل لَعَلِکَ ذِکرُهُ کَفانی
در لعل تو هر که بست اومیدد
نومید نشد ز زندگای
الفل (؟) نهام ادر فؤادی
مِن عِشقِکَ جرعه سقانی
آزاد بود دلش ز هر غم
آن را که تو مونس روانی
یَبقَی بِهَواکُمُ حیاتی
یَحیَی بِوَدادِکُم جَنانی
دل را غم عشق جانگدازت
خوشتر ز هزار شادمانی
بر روی تو فتنه گشت ناصر
از روی تو آفتاب ثانی



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.