گنجور

شمارهٔ ۵ - در میگساری

 
ملک‌الشعرای بهار
ملک‌الشعرای بهار » مثنویات
 

می مخور ور خوری مدام مخور

جز شب آن هم میان شام مخور

عرق ساده به زکنیاک است

به ز مرفین و جرس و تریاک است

چون ز پنجه شدی به سال فزون

بایدت خورد گندمی افیون

این من از ده طبیب بشنیدم

خود ازو نیز چیزها دیدم

گر تو را نیست حال معده خراب

می‌توان خورد گاهگاه شراب

چون به‌دست آیدت شراب کهن

همره شام یک دو جام بزن



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.