داد شه جای او به مختاری
صبح پیدا شد از شب تاری
با من آیرم بگفته بودکه شاه
اشقیا را براند از درگاه
برگزیند ملک چو بیداران
نیکمردان به جای بدکاران
آنسخنشد درستبی کم و بیش
گفتهاش راست گشتدرحقخویش
زان که مختاری است پاک و نبیل
راست گویو درستقول و اصیل
دودمانش قدیم و خود نامی
دور ازحرصو آز و خودکامی
وز فن شهربانی آگاهست
زین سبب برگزیده شاه است
گرچه یک گل شکفت ازین گلزار
کی ز یک گل شود پدید بهار
باز هم خاطرم تسلی دید
که به تاربکی این تجلی دید
میتوانداشت،چون سپیده دمید
آرزوی دمیدن خورشید
ور یکی گل شکفت درگلشن
میتوان گفت چشم ما روشن
ویژه این دستگاه پر اسرار
که بود سرپرست خلق دیار
درکف اوست اختیار همه
مال و ناموس وکار و بار همه
سازد ار خواهد از عناد و هوس
از پشه پیل و از عقاب مگس
کند از قدرت شهنشاهی
کارهایی غلط چو درگاهی
قدرت شاه را سپر سازد
مایهٔ وحشت بشر سازد
کند از جهل همچو بلهوسان
مردم و شاه را ز هم ترسان
یا چو آیرم زشه نپرهیزد
بخورد هرچههست و بگریزد
باری امروز ایمنیم ازین
که عسس عادلست و شحنه امین
گرچه اینجا هم از طریق مثال
یادم آمد شراب پارین سال
که چو افتاد درکف نادان
گشت فاسد شراب اصفاهان
اندربن چند سال گمراهی
ز آیرم دزد و سفله درگاهی
این اداره خراب و ضایع گشت
ستد و دادِ رشوه شایع گشت
پاسبان وکلانتر و شبگرد
همه دزدند و ناکس و نامرد
دخل و کلاشی است کار پلیس
گفتن ناسزا شعار پلیس
ویژه که امسال از تفضل شاه
رفت فرمان به کار رخت و کلاه
عرضه کم گشت و شد تقاضا پیش
قیمت افزوده شد به عادت خویش
شد بهای کلاه مظلومان
از دو تومان به پانزده تومان
آن دکاندار رند بازاری
گشته گرم کلاهبرداری
تنگدستان تعللی کردند
در خریدن تأملی کردند
تا به فرصت زری به دست آرند
بر سر خود کلاه بگذارند
پاسبان و کلانتران محل
فرصتی یافتند بهر عمل
کله کهنه هر که داشت به سر
شد به تاراج پاسبان گذر
« کُلَه پهلوی» ز کهنه و نو
شد به دست پلیس شهر چپو
بیخبر زان که فرصتی باید
تا کلاه نو از فرنگ آید
کار بازار معتدل گردد
خواست با عرضه متصل گردد
باری، این جبر و شدت ناگاه
بود تنها به طمع چند کلاه
وز کف خلق سی چهل ملیون
شد برون زین تشدد قانون
اینت بیمایگی و بیحلمی
خامطمعی و جهل و بیعلمی
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از انتخاب مختاری به عنوان سرپرست و نیکوکاران جامعه سخن میگوید که با عدالت و انصاف عمل میکند و از بدکاران دوری میجوید. او به تأثیرات مثبت این انتخاب بر جامعه اشاره کرده و این امید را دارد که با ورود مختاری، وضعیت بهبود یابد.
شاعر همچنین به فساد و تباهی که در گذشته در اداره امور بوده اشاره میکند و چالشهایی که مردم در زمینه قیمتها و بازار به وجود آمده است. او به دزدیها و عدم کارایی مأموران و پلیس انتقاد میکند، در حالی که همچنان به تلاشهای مختاری برای ایجاد نظم و آرامش در جامعه امیدوار است. در نهایت، شاعر با انتقاد از طمع و جهل اجتماعی، خواستار اصلاحات و بهبود وضعیت جامعه است.
هوش مصنوعی: پادشاه جای او را به مختار داد و صبحی روشن از شب تاریک پدیدار شد.
هوش مصنوعی: به من گفته بودند که شاه بدکاران را از درگاه خود براند.
هوش مصنوعی: پادشاهان خوب و آگاه، افراد نیک و درستکار را انتخاب میکنند و به جای آنها که بدکردار هستند، قرار میدهند.
هوش مصنوعی: سخن همه چیز بهدرستی و بدون کم و کاست بیان شده و حرفش در مورد خودش حقیقت پیدا کرده است.
هوش مصنوعی: زیرا او فردی است شریف و نجیب، که همواره راستگو و صادق است و شخصیت والایی دارد.
هوش مصنوعی: این فرد از نسلهایی با نژاد و ancestry قدیمی است و نامش به دور از میل و طمع و خودخواهی است.
هوش مصنوعی: به خاطر دانش و مهارت در حفاظت از شهر، او از سوی شاه به عنوان بهترین انتخاب شناخته شده است.
هوش مصنوعی: هرچند که یک گل از باغ شکفته، اما آیا از یک گل بهار به وجود میآید؟
هوش مصنوعی: یک بار دیگر آرامش خاطرم را یافتم، زیرا در تاریکی، این روشنایی را مشاهده کردم.
هوش مصنوعی: میتوان به یاد آرزوهایی نشست که مثل سپیده دم، به روشن شدن روز و تابش خورشید امید دارند.
هوش مصنوعی: اگر در باغی یک گل شکوفه بزند، میتوان گفت که چشم ما به زیباییاش روشن شده است.
هوش مصنوعی: این ساختار خاص و پیچیده به شخصی اشاره دارد که مسئولیت هدایت و رهبری مردم در آن سرزمین را بر عهده دارد.
هوش مصنوعی: او مالکیت کامل همه چیز را در دست دارد، از اموال و ناموس تا شغل و کار و زندگی همه.
هوش مصنوعی: اگر کسی بخواهد، میتواند از دشمنی و طمع خود، از موجودی کوچک همچون پشه، موجودی بزرگ مانند فیل بسازد و از پرندهای چون عقاب، مگس خلق کند.
هوش مصنوعی: از قدرت و سلطنت شاهانه، اقداماتی نادرست و ناپسند سر میزند، مانند رفتار ناپسند در یک درگاه.
هوش مصنوعی: قدرت پادشاه میتواند باعث ترس مردم شود و آنها را مجبور کند که از خود دفاع کنند.
هوش مصنوعی: از نادانی مانند دیوانگان، مردم و پادشاه را از یکدیگر میترساند.
هوش مصنوعی: اگر من با قدرت و شجاعت برسم، هیچ چیزی از وجودم نمیترسد و همه چیز را جذب میکند و از من فرار نمیکند.
هوش مصنوعی: امروز ما از این موضوع مطمئن هستیم که نگهبانان و مسئولان در کار خود عدالت و امانت را رعایت میکنند.
هوش مصنوعی: هرچند در اینجا به خاطر مثالی که به ذهنم خطور کرد، به یاد شراب پارین سال افتادم.
هوش مصنوعی: وقتی که شراب اصفهان به دست نادانها میافتد، فاسد و خراب میشود.
هوش مصنوعی: سالها در گمراهی سپری شده و دزدی و پستی در این درگاه رخنه کرده است.
هوش مصنوعی: این اداره دچار فرسایش و فساد شده و در آن، تبادل رشوه به امری رایج تبدیل گشته است.
هوش مصنوعی: همه افرادی که باید امنیت و نظم را برقرار کنند، خودشان در واقع دزد و بیانصاف هستند.
هوش مصنوعی: کار پلیس فقط جمعآوری پول و جرائم است، در حالی که شعار آنها به گفتن کلمات زشت و ناپسند مربوط میشود.
هوش مصنوعی: امسال به خاطر لطف و بخشش پادشاه، دستوری برای استفاده از لباس و کلاه صادر شد.
هوش مصنوعی: کمبود کالا باعث افزایش تقاضا شده و در نتیجه قیمتها بهطور طبیعی بیشتر شده است.
هوش مصنوعی: قیمت کلاهی که مظلومان به سر میگذارند، از دو تومان به پانزده تومان افزایش یافته است.
هوش مصنوعی: آن فروشنده رند در بازار به شدت مشغول فریب دادن مشتریان خود است.
هوش مصنوعی: افراد کمدرآمد برای خرید یک کالا یا خدمت دچار تأمل و تعلل میشوند و قبل از اقدام به خرید به خوبی فکر میکنند و بررسی میکنند.
هوش مصنوعی: تا زمانی که فرصتی مناسب به دست بیاورند، بر روی سر خود کلاه میگذارند.
هوش مصنوعی: نگهبانان و مقامات محلی فرصتی پیدا کردند تا به اقدامات خود بپردازند.
هوش مصنوعی: هر کس که دارای سر و وضع کهنه و قدیمی بود، به راحتی توسط نگهبانان خیابان مورد آزار و سرقت قرار گرفت.
هوش مصنوعی: در اینجا به نوعی به تغییر و تحولات اجتماعی و سیاسی اشاره میشود. به نظر میرسد که در گذشته، سرپوشها یا کلاهها نمادهایی از هویت و سنت بودند، اما اکنون تحت تأثیر قدرتها و نهادها، به ویژه پلیس، این نمادها دستخوش تغییر شدهاند. به طور کلی، میتوان گفت که ارزشها و نشانههای فرهنگی تحت فشار قرار گرفته و به شکل جدیدی درآمدهاند.
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که برای تحولی جدید یا آغاز تازه، نیاز به زمانی است که فرصتها و امکانات مناسب فراهم شوند. به عبارتی، برای به دست آوردن چیزهای جدید، باید صبر کرد تا شرایط مهیا شوند.
هوش مصنوعی: زمانی که نیاز و تقاضا در بازار به توازن برسد، اوضاع مناسب و متعادل خواهد شد و این امر به دلیل ارتباط نزدیک خواستهها و چیزهایی است که عرضه میشود.
هوش مصنوعی: به هر حال، این افسردگی و سختی ناگهانی فقط به خاطر به دست آوردن چند کلاه بود.
هوش مصنوعی: از دست مردم، سی چهل میلیون انسان از این قانون سخت خارج شدند.
هوش مصنوعی: این شامل نداشتن لذت و بیصبری، ناشی از طمع و نادانی است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
چون بیامد بوعده بر سامند
آن کنیزک سبک زبام بلند
برسن سوی او فرود آمد
گفتی از جنبشش درود آمد
جان سامند را بلوس گرفت
[...]
چیست آن کاتشش زدوده چو آب
چو گهر روشن و چو لؤلؤ ناب
نیست سیماب و آب و هست درو
صفوت آب و گونه سیماب
نه سطرلاب و خوبی و زشتی
[...]
ثقة الملک خاص و خازن شاه
خواجه طاهر علیک عین الله
به قدوم عزیز لوهاور
مصر کرد و ز مصر بیش به جاه
نور او نور یوسف چاهی است
[...]
ابتدای سخن به نام خداست
آنکه بیمثل و شبه و بیهمتاست
خالق الخلق و باعث الاموات
عالم الغیب سامع الاصوات
ذات بیچونش را بدایت نیست
[...]
الترصیع مع التجنیس
تجنیس تام
تجنیس تاقص
تجنیس الزاید و المزید
تجنیس المرکب
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.