خرد و داد و راستی کرم است
کژی و جهل وکاستی ستم است
عاقل ار هیچ علم ناموزد
وز ادب نکتهای نیندوزد
در جهان راه راست میپوبد
وز کژیها کرانه میجوید
ورشود پادشاه کشور خویش
بالد از عقل عدل گستر خویش
بس که با خلق نیکخوی بود
نگسلد رشته گرچه موی بود
گرکشد خلق رشته، بگذارد
ور رها کرد او نگهدارد
وآن که را عقل و عدل نیست بهطبع
الکن است ار کند قرائت سبع
علم او گر بزی و ریمنی است
گر به خورشید سرکشد دنی است
اصل هایی ز علم بگزیند
که به وفق خیال خود بیند
وان که باشد میانهٔ بد و نیک
در دلش دیو را فرشته شریک
علمش از دست دیو برهاند
در سرشتش فرشتگی ماند
وان که باشد فرشته از اول
از ملک بگذرد به علم و عمل
وای از آن دیو طبع بدکردار
که نباشد ز علم برخوردار
جاهل و پست و بی کتاب و شرور
ظالم و دون و طامع و مغرور
مفرط و پر طمع به شهوت و کین
نه شرف نی خرد نه داد و نه دین
از حیا و وقار و مردی و قول
متنفر چو دیو از لاحول
کرده پندار و عجب بیدرمان
سر او را چوگنبد هرمان
رفته درگوش او مبالغهای
کرده باورکه هست نابغهای
ویژه کاین آسمان ز مکاری
چندگاهی با وی کند یاری
و ابلهی چند از طریق خری
یا ز راه فریب و حیله گری
وارث کورش و جمش خوانند
داریوش معظمش خوانند
بینصیب آید از مسلمانی
خویش راگم کند ز نادانی
نشود ابن سعد سالارش
نیز شمر لعین جلودارش
سیلسان بردَوَد به پست و بلند
نشود هیچ چیز پیشش بند
بشکند بند و بگسلد افسار
جفته کوبد به گنبد دوار
اصلهای کهن براندازد
رسمهایی نوین عیان سازد
عالمان را ز خود نفورکند
عاقلان را ز خویش دور کند
دوستانش نخست پند دهند
بخردان پند سودمند دهند
او از آن پندها به خشم آید
دوستان را نکال فرماید
نیکمردان و کاردانان را
کشد و برکشد عوانان را
مردم از بیم جان سکوت کنند
مگسان مدح عنکبوت کنند
هرچه کارآگهان زبون گردند
گرد او ناکسان فزون گردند
کار افتد به دست عامی چند
نان شودپخته بهر خامی چند
چرخ چون برکشد اراذل را
گاو مرگی فتد افاضل را
چاپلوسان سویش هجوم کنند
عارفان ترک مرز و بوم کنند
فسخ گردد اصول آزادی
طی شود رسم مردی و رادی
نر گدایان به جان خلق افتند
قوم در حلق و جلق و دلق افتند
اندک اندک شوند خلق فقیر
پر شود گنج پادشاه و وزیر
جیب یک شهر میشود خالی
تاکه قصری بنا شود عالی
خلق گردند مشرف و جاسوس
ازشرفدستشستهوز ناموس
تهمت و کذب و کید و غمازی
حسد و شهوت و دغلبازی
این همه عادت عموم شود
کارفرمای مرز وبوم شود
زیردستان به شه نگاه کنند
خلق تقلید پادشاه کنند
کس به فضل و کمال رو نکند
گل جود و نوال بونکند
چون شود شورشی به برکه پدید
بر سر آیند جرمهای پلید
هرچه باشد به قعر آب، لجن
بر سر آبدان کند مسکن
میشود تیره سطح صافی آب
آبدانی بدل شود به خلاب
سازد این انقلاب ادباری
این عمل را به مملکت جاری
اهل کشور به مدت دو سه بال
میروند آنچنان به راه ضلال
که به صد سال عدل و دینداری
نتوانیش باز جای آری
دیدهای لکهای که در یکدم
بر حریری چکد ز نوک قلم
صد ره ار شویی و کنیش درست
برنگردد دگر به حال نخست
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این متن درباره عقل و علم، عدالت و فساد اجتماعی است. شاعر به تمایز بین اشخاص عاقل و نادان پرداخته و بر اهمیت علم و ادب تأکید میکند. او بیان میکند که انسان عاقل باید در جستجوی راستی و عدالت باشد، در حالی که جهل و کژی به ستم و فساد منجر میشود. همچنین، او به خطرات حکمرانی نادرست و تبعات منفی آن بر جامعه اشاره میکند.
شاعر warns که اگر حاکم عادل و دانا نباشد، جامعه دچار افول و فساد میشود و افراد نالایق بر سر کار میآیند. او از تأثیرات مخرب بیعدالتی و ignorance سخن میگوید و اینکه این موضوع میتواند نسلها را تحت تأثیر قرار دهد. همچنین، او این ایده را مطرح میکند که ایجاد تغییرات اساسی در یک جامعه میتواند به تیشه به ریشه فرهنگ و اصول اخلاقی آن بزند. در نهایت، شاعر به مشکلات اجتماعی و فساد اخلاقی اشاره میکند که منجر به گسست اجتماعی و ناامیدی میشود.
هوش مصنوعی: خرد و انصاف و صداقت ویژگیهای مثبت و خوب هستند، در حالی که ناآگاهی و نقصها به عنوان ظلم و بیعدالتی شناخته میشوند.
هوش مصنوعی: اگر شخصی هیچ دانشی نیاموزد و از ادب نکتهای یاد نگیرد، عاقل نخواهد بود.
هوش مصنوعی: در این دنیا، انسان تلاش میکند تا مسیر درست را پیدا کند و از اشتباهات و انحرافات دوری کند.
هوش مصنوعی: اگر پادشاه کشورش با درایت و عدالت خود بر تخت بنشیند، جامعهاش به سمت ترقی و آرامش خواهد رفت.
هوش مصنوعی: اگر انسان با کسانی که اخلاق نیکو دارند، معاشرت کند و با آنها رابطه خوبی داشته باشد، رابطهاش هرچند که ضعیف باشد، هرگز قطع نخواهد شد، حتی اگر ظاهراً به نازکی مو باشد.
هوش مصنوعی: اگر مردم رشتهای را بکشند و رها کنند، او (محبت یا دوستی) آن را نگهداشت میکند.
هوش مصنوعی: کسی که عقل و انصاف ندارد، به طور طبیعی در فهم و برداشت مسائل ناتوان است، حتی اگر زیادی هم مطالعه کند.
هوش مصنوعی: اگر علم او در حد زنبور عسل و یا سوسن باشد، حتی اگر به خورشید نیز برسد، باز هم دنیا به حساب نمیآید.
هوش مصنوعی: باید از دانشهای اصلی و بنیادی انتخاب کند که با تصور و آرزوی خود هماهنگ باشد.
هوش مصنوعی: کسی که در دلش هم افکار بد و هم خوب وجود دارد، در واقع درونش جنگی میان دیو و فرشته در جریان است.
هوش مصنوعی: دانش او با کمک عقل و نیروی خدایی از چنگ شیطان رهایی مییابد و در وجودش ویژگیهای فرشتهگون باقی میماند.
هوش مصنوعی: کسی که از ابتدا فرشته است، با دانایی و کارهای نیک از مقام ملک (مادی) عبور میکند.
هوش مصنوعی: ای کاش از آن انسان بدطینت آگاه به علم و دانش خبری نبود، زیرا که او میتواند بر دیگران آسیب بزند.
هوش مصنوعی: دانشآموزی که نادان، پست، بیکتاب و شرور است، ظالم، پستفطرت، طماع و فریبخورده نیز هست.
هوش مصنوعی: بیش از حد طمعکار و حریص به شهوت و انتقام، نه به شرافت توجهی دارد، نه خرد و عقل را در نظر میگیرد، و نه به عدالت و دین اهمیت میدهد.
هوش مصنوعی: از حیا، احترام، مردانگی و راستگویی بیزارم، مانند دیوانهای که از بیحالی و ناتوانی گریزان است.
هوش مصنوعی: او دچار خیال باطل و خودپسندی شده است و سرش مانند گنبدی بزرگ و محکم به نظر میرسد.
هوش مصنوعی: شخصی در گوش او سخنی گفته است که او را مجذوب و شگفتزده کرده، به طوری که به او ایمان آورده که فردی بسیار باهوش و نابغه وجود دارد.
هوش مصنوعی: این شعر درباره این است که آسمان به خاطر مکر و حیلههایی که دارد، گهگاهی با انسان همدست میشود و به او یاری میکند. به عبارتی، برخی اوقات اوضاع به نفع انسان تغییر میکند و او احساس میکند که از حمایت آسمانی برخوردار است، حتی اگر این یاری به دلیل تدبیر و فریبکاری باشد.
هوش مصنوعی: چند نفر نادان از راهی نادرست و با فریب و تقلب به جلو میروند و از حقیقت دور میشوند.
هوش مصنوعی: داریوش را به عنوان وارث کورش و جمش میدانند و او را بزرگ و محترم خطاب میکنند.
هوش مصنوعی: آدمی که از دین و ایمان خود بهرهای نمیبرد، در جهل و نادانی راه خود را گم میکند و به سرنوشت خوبی نمیرسد.
هوش مصنوعی: نمیشود که ابن سعد، سرپرست سپاهش، شمر لعنتی باشد که جلوی او را بگیرد.
هوش مصنوعی: سیل مانند به هر سمتی میریزد و هیچ چیزی نمیتواند در برابر آن مقاومت کند.
هوش مصنوعی: اگر رنج و مشکلاتی که بر ما حاکم است از هم بگسلند و برطرف شوند، ما با تمام قدرت و شوق به آزادی و حقیقت دست خواهیم یافت.
هوش مصنوعی: اصول و ارزشهای قدیمی را کنار بگذارد و روشهای جدید و واضحی را معرفی کند.
هوش مصنوعی: افراد عاقل و دانشمندان را از خود دور میکند و باعث میشود که نسبت به خود احساس ناخوشایندی داشته باشند.
هوش مصنوعی: دوستان ابتدا نصیحت میکنند و افراد خردمند پیشنهادهای مفیدی ارائه میدهند.
هوش مصنوعی: او از نصیحتها ناراحت میشود و به دوستانش میگوید که از او دوری کنند.
هوش مصنوعی: مردان با فضیلت و صاحبنظران را به پیش میبرد و افراد نالایق و بیتجربه را کنار میزند.
هوش مصنوعی: مردم به خاطر ترس از خطر سکوت میکنند، اما برخی هنوز دربارهی چیزهای بیارزش و ناچیز صحبت میکنند.
هوش مصنوعی: هرچه افراد با تجربه و دانا کمتر صحبت کنند، افرادی که کمتر از آنها میدانند بیشتر به نظر میرسند.
هوش مصنوعی: گاهی اوقات افراد عادی و بیتجربه میتوانند به کارهایی که به مهارت و تخصص نیاز دارد، رسیدگی کنند و در نتیجه نتیجهی خوبی به دست آید.
هوش مصنوعی: وقتی زمانه به سمت ناپسند پیش برود، افراد بیارزش و بدرفتار قدرت میگیرند و برعکس، افراد با شخصیت و بافضیلت در خطر خواهند بود.
هوش مصنوعی: دور و بریهای چاپلوس به سمت او میآیند، ولی عارفان واقعی از وطن و سرزمین خود دور میشوند.
هوش مصنوعی: آزادی از اصول خود کنار گذاشته میشود و شیوههای مردانگی و بزرگواری نیز به فراموشی سپرده میشوند.
هوش مصنوعی: نانجیبان و بیمقدار به جان مردم میافتند و جماعت هم در زرق و برق و ظواهر دنیوی غرق میشوند.
هوش مصنوعی: به مرور زمان، تعداد فقیران افزایش مییابد، در حالی که ثروت پادشاه و وزیران روز به روز بیشتر میشود.
هوش مصنوعی: پول و ثروت مردم یک شهر به تدریج برای ساختن یک کاخ بزرگ و مجلل صرف میشود، به طوری که جیب آنها خالی میماند.
هوش مصنوعی: مردم تحت تأثیر و نظارت قرار میگیرند و از مقام و عزت خود دور میشوند و به دور از اصول و ارزشها زندگی میکنند.
هوش مصنوعی: پیشداوری و دروغ و نیرنگ و عیبجویی، حسد و تمایلات ناپسند و فریبکاری.
هوش مصنوعی: این همه عادت به کارهای عمومی تبدیل میشود و باعث میشود که مسئولان و کارفرمایان در کشور به شیوهای خاص عمل کنند.
هوش مصنوعی: زیردستان به رفتار شاه نگاه میکنند و بر اساس آن، اقدام به تقلید میکنند.
هوش مصنوعی: هیچکس به زیبایی و کمال خود، مانند گل که بخشش و نیکی را نمایان میسازد، نمیتواند به دیگران کمک کند.
هوش مصنوعی: زمانی که در برکهای آشفتگی به وجود آید، ناپاکیها و زشتیها خود را نشان میدهند.
هوش مصنوعی: هر چیزی که در اعماق آب باشد، نهایتاً لجن و کثیفی را به سطح میآورد و محل زندگیاش را آلوده میکند.
هوش مصنوعی: آب زلال و صاف یک آبدان ممکن است به طور ناگهانی به سیاه و تیره تبدیل شود.
هوش مصنوعی: این تغییر و تحول، تاثیری عمیق بر فرهنگ و آداب و رسوم کشور خواهد گذاشت و این روند را در جامعه گسترش خواهد داد.
هوش مصنوعی: مردم کشور به مدت چند سال به راه نادرست و گمراهی میافتند، آنگونه که در دل جهل و اشتباه خود غرق میشوند.
هوش مصنوعی: به مدت صد سال انصاف و دیانت را به جای خود برنمیگردانی.
هوش مصنوعی: یک لکه که به سرعت بر روی پارچهی ابریشمی بروز میکند، مانند قطرهای است که از نوک قلم میچکد.
هوش مصنوعی: اگر با صد راه هم خود را تغییر دهی، دیگر هیچگاه به حالت اولیهات برنمیگردی.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
چون بیامد بوعده بر سامند
آن کنیزک سبک زبام بلند
برسن سوی او فرود آمد
گفتی از جنبشش درود آمد
جان سامند را بلوس گرفت
[...]
چیست آن کاتشش زدوده چو آب
چو گهر روشن و چو لؤلؤ ناب
نیست سیماب و آب و هست درو
صفوت آب و گونه سیماب
نه سطرلاب و خوبی و زشتی
[...]
ثقة الملک خاص و خازن شاه
خواجه طاهر علیک عین الله
به قدوم عزیز لوهاور
مصر کرد و ز مصر بیش به جاه
نور او نور یوسف چاهی است
[...]
ابتدای سخن به نام خداست
آنکه بیمثل و شبه و بیهمتاست
خالق الخلق و باعث الاموات
عالم الغیب سامع الاصوات
ذات بیچونش را بدایت نیست
[...]
الترصیع مع التجنیس
تجنیس تام
تجنیس تاقص
تجنیس الزاید و المزید
تجنیس المرکب
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.