گنجور

شمارهٔ ۸ - غزل

 
ملک‌الشعرای بهار
ملک‌الشعرای بهار » اشعار محلی
 

بالای نقره زلف سیارکله پا مکن

ای نازنین بشهر شلق شوربپا مکن

مثل همه بما مکنی ابروت تروش

ابکار ر با همه بکن اما بما مگن

خون کزد چشمای تو دلم ر وحیا نکرد

یکباربذش بگو: مکن ای بیحیا مکن

اگر مخی‌ه بهارکه دلت نگادری

اُ‌ه‌قذر بروی بچهٔ مردم نگا مکن



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

هادی نوشته:

با درود،
به نظر می‌آید که کلمه درست در مصرع دوم بیت دوم «ایکار» باشد، یا درست‌تر «ای‌کار» که در گویش محلی خراسان همان «این کار» است. در واقع شاعر گفته «این کار را» با هر که می‌خواهی بکن، با ما ولی نکن…
سپاس

👆☹

گنجور رومیزی