گنجور

 


🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال ۱۳ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

ناشناس نوشته:

عجب رباعی با شکوهی

👆☹

سرشک نوشته:

فکر کنم این دوبیتی باشد نه رباعی

👆☹

سرشک نوشته:

فکر می کنم رباعی نیست و دوبیتی باشد !

👆☹

مهمان نوشته:

خیلی قشنگه. کلا اشعار قشنگی داره

👆☹

امیرحسین الماسی نوشته:

واقعاً قشنگه فکر کنم دوبیتی باشد تا شعر

👆☹

کمال نوشته:

باسلام درجواب آقای سرشک دررابطه بارباعی فوق بایدگفت :دوبیتی ورباعی باهم فرقی ندارد.

👆☹

منصور نوشته:

شعر سبک های مختلفی داره از جمله می توان به غزل/ مثنوی/ مخمس/ ترخیع بند/رباعی/و……../ دوبیتی اشاره کرد.

👆☹

آناهیتا نوشته:

درود دوستان
وجه تمایز دو بیتی و رباعی در وزن آنهاست
دو بیتی : مفاعیلن مفاعیلن مفاعیل
رباعی : مفعول مفاعیل مفاعیل فعل ” لا حول و لا قوة الا بالله “

👆☹

فرشید برزگر نوشته:

با سلام در تکمیل فرمایش خانم آناهیتا دوبیتی و رباعی دو قالب کاملا مستقل هستند و البته وزن اصلی رباعی همان وزن لاحول و لا قوه الا بالله است و بیت و هشت وزن فرعی را نیز شامل می شود..
نکته ی بعدی اشکال در وزن عروضی این دو بیتی در مصراع چهارم است که در روی حرف دال در کلمه ی “کشند” از وزن خارج است

متاسفانه دسترسی به نسخه ی چاپی ندارم اما این کلمه اگر “کُشَد” باشد اشکال وزنی برطرف می شود و معنا نیز آسیب نمی لیند
سپاس

👆☹

فرشید برزگر نوشته:

پوزش به خاطر اشتباه تایپی
بیست و هشت صحیح است

👆☹

امپرور نوشته:

سلام

خب الآن که دیدم بعضی ها اشتباهاً این دوبتی را رباعی می خوانند و یا فرقشان را نمی دانند اطلاعاتی ارائه نمایم: بدانید که رباعی و دوبیتی هیچ فرقی با هم ندارند الّا یک تفاوت که در وضنشان است یعنی هیچ رباعی با وزن دو بیتی وجود ندارد و یا برعکس (صرفاً جهت اطلاع رسانی نه خودنمایی)

👆☹

وحید سبزیان پور نوشته:

باج گرفتن: کنایه از برتری داشتن، غلبه و استیلا
جوشن: زره، جوشن پوشیدن: کنایه از مصونیت و در امان بودن از خطر
تاج بر سر نهادن: کنایه از قدرت، بی نیازی و استغنا
حلاج: تلمیح است یعنی کلمه ای که داستان و شرحی مفصل دارد، کنایه از منصور حلاج که برای اعتقاد و آزادگیش به دار آویخته شد
معنا: من قانع و بی نیاز از شاهان هستم، کسی توان آسیب به من را ندارد زیرا از راه قناعت و وارستگی مانند شاهان احساس قدرت و بی نیازی دارم و تا پای جان برای آزادگی خود ایستاده ام
زیبایی بیت در این است که انسانی ساده و درویش برای نشان دادن احساس خوب خود از قناعت و بی نیازی از تاج و زره و حالات شاهان استفاده کرده است
تشبیه خود به حلاج چون کپسول کم حجمی است که معنای بسیاری را در آن فشرده کرده اند. تضاد فقر و سادگی با تصویر شاهانه ادبی و فنی و هنری است

👆☹

وحید سبزیان پور نوشته:

یادآور این ابیات از حافظ است
غلام همت آنم که زیر چرخ کبود / ز هرچه رنگ تعلق پذیرد آزاد است
از بان سوسن آزاده ام آمد به گوش / کاندرین دیر کهن کار سبکباران خوش است

👆☹

شکرستان