بدل درد غمت باقی هنوزم
کسی واقف نبو از درد و سوزم
نبو یک بلبل سوته به گلشن
به سوز مو نبو کافر به روزم
|
غیرفعال و فعال کردن دوبارهٔ حالت چسبانی نوار ابزار به بالای صفحات |
|
راهنمای نوار ابزار |
|
پیشخان کاربر |
|
اشعار و ابیات نشانشدهٔ کاربر |
|
اعلانهای کاربر |
|
ادامهٔ مطالعه (تاریخچه) |
|
خروج از حساب کاربری گنجور |
|
لغزش به پایین صفحه |
|
لغزش به بالای صفحه |
|
لغزش به بخش اطلاعات شعر |
|
فعال یا غیرفعال کردن لغزش خودکار به خط مرتبط با محل فعلی خوانش |
|
فعال یا غیرفعال کردن شمارهگذاری خطوط |
|
کپی نشانی شعر جاری در گنجور |
|
کپی متن شعر جاری در گنجور |
|
همرسانی متن شعر جاری در گنجور |
|
نشان کردن شعر جاری |
|
ویرایش شعر جاری |
|
ویرایش خلاصه یا برگردان نثر سادهٔ ابیات شعر جاری |
|
شعر یا بخش قبلی |
|
شعر یا بخش بعدی |
بدل درد غمت باقی هنوزم
کسی واقف نبو از درد و سوزم
نبو یک بلبل سوته به گلشن
به سوز مو نبو کافر به روزم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر به درد و غم عمیق خود اشاره میکند و میگوید که هیچکس از این درد او آگاه نیست. همچنین به تنهایی خود و نبود کسی که در دلش به حالش برسد، اشاره میکند. او خود را مانند بلبل تنها در باغ میبیند که غم و سوزش قلبیاش ناشناخته مانده است.
هوش مصنوعی: من هنوز هم از درد و سوز غمت رنج میبرم، اما هیچکس از این احساس من خبر ندارد.
هوش مصنوعی: من یک بلبل غمگین هستم که در باغی نمیخوانم و دلم به حال روزهای تلخ میسوزد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
همی گویم چو از مهرش بسوزم
مبادا روز او هرگز چو روزم
چو برق از جان چراغی برفروزم
شکیب خام را بر وی بسوزم
بحق گفتا که کردی تیره روزم
چه خواهم از تو؟ چیزی تا بسوزم
در این حسرت ز حد بگذشت سوزم
در این سودا به پایان رفت روزم
به سوز دل شب هجران بسوزم
به تیر آه چشم روز دوزم
معرفی ترانههای دیگر
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.