گنجور

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
خواجوی کرمانی

از رخ چو بتم زلف معنبر برداشت

یعنی ز سمن بنفشه ی تر برداشت

جز عارض چون صبح جهان افروزش

یک روز ندیدم که دو شب در برداشت

آذر بیگدلی

چون تیر قلم گرفت و دفتر برداشت

خواجه زر و، من عشق و، هما پر برداشت!

ناگاه ز پاگاه خری سر برداشت

افسار ز سر فگند و افسر برداشت!

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه