|
غیرفعال و فعال کردن دوبارهٔ حالت چسبانی نوار ابزار به بالای صفحات
|
|
راهنمای نوار ابزار
|
|
پیشخان کاربر
|
|
اشعار و ابیات نشانشدهٔ کاربر
|
|
اعلانهای کاربر
|
|
ادامهٔ مطالعه (تاریخچه)
|
|
خروج از حساب کاربری گنجور
|
|
لغزش به پایین صفحه
|
|
لغزش به بالای صفحه
|
|
لغزش به بخش اطلاعات شعر
|
|
فعال یا غیرفعال کردن لغزش خودکار به خط مرتبط با محل فعلی خوانش
|
|
فعال یا غیرفعال کردن شمارهگذاری خطوط
|
|
کپی نشانی شعر جاری در گنجور
|
|
کپی متن شعر جاری در گنجور
|
|
همرسانی متن شعر جاری در گنجور
|
|
نشان کردن شعر جاری
|
|
ویرایش شعر جاری
|
|
ویرایش خلاصه یا برگردان نثر سادهٔ ابیات شعر جاری
|
|
شعر یا بخش قبلی
|
|
شعر یا بخش بعدی
|
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این ابیات، شاعر از لحظهای صحبت میکند که قلم به دست میگیرد و شروع به نوشتن میکند. او در این نوشتار از دو موضوع مختلف، یعنی ثروت (خواجه زر) و عشق (من عشق) یاد میکند. ناگهان، یک خر از جایی بلند میشود و افسارش را رها میکند و بر سرش هم افسر یا درودیسی را قرار میدهد. این تصویر به نوعی حالت نابههنجاری و بینظمی را در متن منتقل میکند.
هوش مصنوعی: وقتی استاد قلم را به دست گرفت و دفتر را باز کرد، او طلا را برداشت و من عشق و احساسات را در آغوش گرفتم.
هوش مصنوعی: ناگهان، اسبی از میانهی راه سرش را بلند کرد و افسار را از گردن خودش کشید و نشانی که بر سرش بود را نیز برداشت.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
از رخ چو بتم زلف معنبر برداشت
یعنی ز سمن بنفشه ی تر برداشت
جز عارض چون صبح جهان افروزش
یک روز ندیدم که دو شب در برداشت
چون تیر قلم گرفت و دفتر برداشت
خواجه زر و، من عشق و، هما پر برداشت
ناگاه ز پاگاه خری سر برداشت
افسار ز سرفگند و افسر برداشت
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.