دوشم که نسود دیده بر هم
از فُرقت جان گزای هاتف
تا روز ستاره میشمردم
در آرزوی لقای هاتف
غافل که ز روشنی گرو برد
از روی ستاره رای هاتف
وصل هاتف، که کام جان بود
میخواستم از خدای هاتف
ناگاه، خروس عرش برداشت
این زمزمه چون ندای هاتف
کان شب خیزان، تنفس الصبح
آمد وقت دعای هاتف
برخاستم و، به سجدهٔ شکر
جُستم ز خدا، بقای هاتف
چون سر از سجده برگرفتم
افتاد به سر هوای هاتف
در زاویهٔ هوا فگندم
دو چشم به ره چو های هاتف
از طرف افق دمید ناگاه
صبح از دمِ جانفزای هاتف
صبح شب تار من صباحی
آمد به زبان ثنای هاتف
در جی به کفش، همه لآلیش
از گوهر بحر زای هاتف
چون نافه خجسته نامهای داشت
از خامهٔ مشکسای هاتف
مضمون، همه شکوهٔ صباحی
کو ناشده غمزدای هاتف
بیگانگیاش، چنانکه گویا
هرگز نشد آشنای هاتف
او نیز نوشته نامهای نغز
در عذر خود از برای هاتف
چون بلبلِ بویِ گل شنیده
دیدم شده همنوای هاتف
گفتم که: نه، حق به جانب اوست
ای بیخبر از وفای هاتف
هاتف، چو غریب این دیار است
باید جستن رضای هاتف
این نامه که او نوشته، چون نیست
جز وصل تو مدعای هاتف
هر عذر که در جواب گفتی
بالله نبود سزای هاتف
عذری ز تو نشنود صباحی
هر کس باشد به جای هاتف
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر، حکایت لحظات شاعر بعد از بیداری از خواب و آرزوهایش را درباره "هاتف" (که نماد عشق یا الهام است) بیان میکند. شاعر در شب قبل از بیداری، در شوق دیدار هاتف بوده و با یاد ستارهها و دعاهایش روز را سپری کرده است.
با طلوع صبح، شاعر به سجده شکر میافتد و از خداوند طول عمر هاتف را میطلبد. اما وقتی از سجده برمیخیزد، بار دیگر آرزوی دیدار هاتف او را رها نمیکند. صبح با زیبایی و نوید جدیدی به او روی میآورد، و شاعر درباره نامهای از هاتف که حاوی عذرخواهی است، میاندیشد.
شاعر میفهمد که هاتف در غیبتی عمیق است و باید در جستجوی رضایت و وصل او باشد. او با صداقت میگوید که هیچ عذری برای فاصله بین خود و هاتف قابل قبول نیست و ابراز میکند که هر کس باید به جای هاتف وفادار بماند. این اثر نشاندهنده حسرت و longing برای عشق و الهام است که در زندگی شاعر به شدت تأثیر میگذارد.
هوش مصنوعی: دیشب که نمیتوانستم چشمانم را ببندم و خوابم نبرد، صدای یک ندا به من رسید که از جدایی جانکاه صحبت میکرد.
هوش مصنوعی: زمانی که ستارهها را میشمردم، در آرزوی دیدار صدای نداگر بودم.
هوش مصنوعی: بیخبر از آنکه نور ستاره، حاصل پرتو روشنی است که از آن سرچشمه میگیرد.
هوش مصنوعی: در اینجا، شاعر از خدای خود درخواست میکند که به او ارتباط نزدیکتری با حقیقت یا مفهوم زیبا و بالایی که میتواند روحش را سیراب کند، بدهد. او به دنبال سرنخی از چیزی است که روحش را به آرامش میرساند و حالتی از اتحاد و وصل را میجوید.
هوش مصنوعی: ناگهان، خروس آسمان صدای این زمزمه را بهگونهای به گوش همه رساند که مثل ندای یک هاتف بود.
هوش مصنوعی: در زمانهای گذشته، وقتی صبح فرا میرسید، افرادی که شبزندهداری کرده بودند، در حالت خواب و راحتی به سر میبردند و now it's time for prayers from the caller.
هوش مصنوعی: از جا برخواستم و برای سپاسگزاری از خدا به سجده افتادم، چرا که صدای الهی را برای بقا و ادامهٔ زندگی شنیدم.
هوش مصنوعی: زمانی که از حالت سجده بیرون آمدم، ناگهان صدای یک ندا به سرم افتاد.
هوش مصنوعی: در گوشهٔ آسمان، نگاه پر از انتظاری دارم، مانند آوای فرشتهای که چیزی را نوید میدهد.
هوش مصنوعی: ناگهان صبح از سمت افق سر زد و صدای دلنشینی مانند ندا و پیام آور به گوش رسید.
هوش مصنوعی: به هنگام صبح، تاریکی شب من به پایان رسید و صدای ستایش از دهان ندا به گوشم رسید.
هوش مصنوعی: در جیب کفش همه جواهراتش از گوهر دریا به صدا درآمده است.
هوش مصنوعی: بسیار خوشحال و خجسته است که نامهای از طرف پیامی خوشبو و زیبا به دست او رسید.
هوش مصنوعی: این بیت به زیبایی صبحگاهی اشاره دارد که هنوز به وجود نیامده و پیامآور خوشحالی و شادی است. در واقع، اشاره به امیدها و خوشبینیهایی دارد که در دل صبح نوین نهفتهاند و میتواند غمها را از دل زدوده و به زندگی رونق بخشد.
هوش مصنوعی: بیگانگی او به حدی است که گویا هرگز با ندای دل آشنا نشده است.
هوش مصنوعی: او هم نامهای زیبا نوشته است تا بهانهای برای سخنان هاتف بیاورد.
هوش مصنوعی: چون منظرهای از گل را دیدم، مانند بلبل شاد شده و صدای نغمهسرایی را شنیدم که در هماهنگی با آن زیبایی بود.
هوش مصنوعی: گفتم که: نه، حق با اوست ای کسی که از صداقت و وفای هاتف بیخبری.
هوش مصنوعی: هاتف، که مانند یک فرد بیگانه در این سرزمین به نظر میرسد، باید تلاش کند تا رضایت او جلب شود.
هوش مصنوعی: این نامهای که او نوشته، تنها دلیلش وصل شدن به توست.
هوش مصنوعی: هر عذری که برای پاسخ خود آوردی، واقعاً سزاوار این نداکننده نبود.
هوش مصنوعی: هر کس که در صبح به صدای هاتف گوش دهد، عذری از تو نمیشنود.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.