ز میان میروم اینک، بکنارم بنشین
بنشین، هست زمانی بتو کارم بنشین
آمدی، کز غم بیرون ز شمارم پرسی
بنشین، تا بتو یک یک بشمارم بنشین
از برم رفتی و، میمیرم ازین غم باری
بکنارم ننشستی، بمزارم بنشین
ای که احوال دل زار، ز من میپرسی؛
بنشین، تا بتو گوید دل زارم، بنشین
گفتمش آذر، هوس روی تو دارم چکنم؟!
گفت: جایی که فتد بر تو گذارم بنشین
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این متن شعری است که به احساس غم و درد ناشی از جدایی و فراق معشوق میپردازد. شاعر از معشوق میخواهد که کنارش بنشیند تا او بتواند درد دلش را با او در میان بگذارد و از غمهایش بگوید. او به یادآوری لحظات گذشته و آرزوی دیدار مجدد اشاره میکند و در نهایت، از معشوق میخواهد که به حرفهای دلش گوش دهد و در کنار او باشد. این شعر احساسی عمیق و longing (دلتنگی) را به تصویر میکشد.
هوش مصنوعی: من اکنون از میان میروم، تو کنار بنشین که زمانی به تو نیاز خواهم داشت.
هوش مصنوعی: تو که آمدی، از غم و اندوه من کنجکاو هستی، بیا بنشین تا به تو بگویم که این غمها چقدر است و هر یک را برایت توضیح دهم.
هوش مصنوعی: تو از پیشم رفتهای و من به خاطر این غم به شدت ناراحتم. تو کنار من نیاوردی و من از دوریات میمیرم، به سر مزارم بیا و یک لحظه برایم بنشین.
هوش مصنوعی: ای کسی که درباره حال دل غمگین من سؤال میکنی؛ برو، تا دلم خودش برایت بگوید چه حالتی دارد، فقط بنشین و گوش کن.
هوش مصنوعی: به او گفتم آذر، من آرزوی دیدن تو را دارم، چه کار باید بکنم؟ او پاسخ داد: هر جا که بر تو بگذرم و برسم، همان جا بنشین.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.