گنجور

 
عطار نیشابوری
عطار » مختارنامه » باب چهل و چهارم: در قلندریات و خمریات
 

شماره ۱: ما رندان را حلقه به گوش آمدهایم

شماره ۲: ما خرقۀ رسم، از سرانداختهایم

شماره ۳: تا دل به غم عشق تو در خواهد بود

شماره ۴: زانگه كه مرا عشق تودركار آورد

شماره ۵: در عشق تو دین خویش نو خواهم كرد

شماره ۶: سودای توام بیدل و دین میخواهد

شماره ۷: آن رفت كه گفتمی من از زهد سخن

شماره ۸: معشوقه نه سر،‌نه سروری میخواهد

شماره ۹: چون با سرو دستار نمیپردازم

شماره ۱۰: در عشق بزرگیم به خردی بدهم

شماره ۱۱: ترسابچهای كه توبه بشكست مرا

شماره ۱۲: نه در سرِ من سَرِسری بینی تو

شماره ۱۳: تا در بُنۀ خویش مقام است ترا

شماره ۱۴: تا چند ز زاهد ریائی آخر

شماره ۱۵: از بس كه دلم بسوخت زین كاردرشت

شماره ۱۶: زین دَرد كه جز غصۀ جان میندهد

شماره ۱۷: گر زهد كنی سوز وگدازت ببرد

شماره ۱۸: خواهی كه ز خود به رایگان باز رهی

شماره ۱۹: خون شد جگرم بیار جام ای ساقی

شماره ۲۰: از تفِّ دلم می به صباح ای ساقی

شماره ۲۱: شمع است و شراب و ماهتاب ای ساقی

شماره ۲۲: همچون من و تو علی الیقین ای ساقی

شماره ۲۳: دل گشت ز معصیت سیاه ای ساقی

شماره ۲۴: هم سبزۀ سرمست برُست ای ساقی

شماره ۲۵: چون گل بشكفت در بهار ای ساقی

شماره ۲۶: تاكی شوم از زمانه پست ای ساقی

شماره ۲۷: سلطان، تو، به می دهندگی ای ساقی

شماره ۲۸: تا كی گوئی ز چار و هفت ای ساقی

شماره ۲۹: گل روی نمود از چمن ای ساقی

شماره ۳۰: پر كن شكمی به اشتها ای ساقی

شماره ۳۱: تا چند ازین بی خبران ای ساقی

شماره ۳۲: هرگز نه جهانِ كهنه نو خواهد شد

شماره ۳۳: برخاست دلم، چوباده در خم بنشست

شماره ۳۴: وقت است كه در بر آشنائی بزنیم

شماره ۳۵: ترسم كه چو پیش ازین كم از كم نرسیم

شماره ۳۶: ای هم نفسان فعل اجل میدانید

شماره ۳۷: خوش باش دلا كه نیك وبد میبرسد

شماره ۳۸: بر چهرۀ گل شبنم نوروز خوشست

شماره ۳۹: چون پرتو شمع بر شراب است امشب

شماره ۴۰: چون گل بشكفت ساعتی برخیزیم

شماره ۴۱: گر سبز خطی است، گوشهای خالی گیر

شماره ۴۲: بر آب روان و سبزه ای شمع طراز

شماره ۴۳: مهتاب به نور دامن شب بشكافت

شماره ۴۴: چون عهده نمیكند كسی فردا را

شماره ۴۵: ای دل چو درین راه خطرناك شوی

شماره ۴۶: بر روی گل از ابر گلاب است هنوز

شماره ۴۷: دل گرچه ز عمر پیش خوردی دارد

شماره ۴۸: روزی كه بود روز هلاك من و تو

شماره ۴۹: ساقی به صبوحی می ناب اندر ده

شماره ۵۰: مائیم به عقل ناصواب افتاده

شماره ۵۱: خواهی كه غم از دل تو یك دم بشود

شماره ۵۲: گل جلوه همی كند به بستان ای دوست

شماره ۵۳: بشكفت گل تازه به بستان ای دوست

شماره ۵۴: آن لحظه كه از اجل گریزان گردیم

شماره ۵۵: جانا گل بین جامۀ چاك آورده

شماره ۵۶: چون صبح دمید ودامن شب شد چاك

شماره ۵۷: صبح از پس كوه روی بنمود ای دوست

شماره ۵۸: هر روز برآنم كه كنم شب توبه

شماره ۵۹: می خور كه فلك بهر هلاك من و تو

شماره ۶۰: زان آتشِ تر كه خیمه بركِشت زنند

شماره ۶۱: مهتاب افتاد در گلستان امشب

شماره ۶۲: مائیم به میخانه شده جمع امشب

شماره ۶۳: جانا! می ده كه با دلی غمناكم

شماره ۶۴: زهرست غم این دل غمناك همه

شماره ۶۵: این نوحه كه از چنگ كنون میآید

شماره ۶۶: مائیم و میی و مطربی مشكین خال

شماره ۶۷: برخیز كه ماه میزند خیمه ز شب

شماره ۶۸: برخیز كه كار ما چو زر خواهد شد

شماره ۶۹: یك دم به طرب بادۀ خوش لَوْن دهید

شماره ۷۰: دل در غم همدمی بفرسود و نیافت

شماره ۷۱: تا چند درین مقام بیدادگران

شماره ۷۲: مخموران را پیالۀ می در ده

شماره ۷۳: جانا! می خور كه چون گل تازه شكفت

شماره ۷۴: چون جلوۀ گل ز گلستان پیدا شد

شماره ۷۵: ای ترك قلندری شرابی در ده

شماره ۷۶: برخیز كه گل كیسۀ زر خواهد ریخت

شماره ۷۷: چندان كه نگاه میكنم هر سوئی