شادی به روزگار شناسندگان مست
جانها فدای مرتبهٔ نیستان هست
از ناز برکشیده کله گوشهٔ بلی
در گوش کرده حلقه معشوقهٔ الست
گاهی ز فخر تاج سر عالمی بلند
گاهی ز فقر خاک ره این جهان پست
دستار عقلشان کف طرار عشق برد
بازار توبهشان شکن زلف لا شکست
برخاستند از سر اسرار هر دو کون
چون شاه عشق در دل ایشان فرو نشست
زنجیر در میان و نمد دربرند از آنک
مردی که راه فقر به سر برد حیدر است
آنجا که پای جای ندارد فشرده پای
وانجا که دست جای ندارد فشانده دست
در قعر بحر نور فرو خورده غوطهها
وز شوق ذوق ملک عدم نیستی به هست
عطار جام دولت ایشان به کف گرفت
جاوید از آن شراب معطر بماند مست


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، عطار به شادی و دلخوشی در روزگار عارفان اشاره دارد و بیان میکند که عشق و معرفت واقعی باعث رهایی روح است. او تضاد میان فخر و فقر را به تصویر میکشد و همزمان از قدرت عشق و توبه سخن میگوید. عطار تصویر میکند که عارفان همچون شاه عشق در دلهای خود نشستهاند و با وجود مشقات و سختیها، به نوشیدن جام عشق و معرفت پرداختهاند. در نهایت، او به لذت و شوق عمیق این سفر معنوی اشاره میکند که منجر به غوطهوری در نور و حقیقت میشود.
هوش مصنوعی: شادی مختص روزگار کسانی است که عمیقاً به معرفت و شناخت دست یافتهاند و جانها در راه مقام و مرتبهٔ نیستان (نماد عرفانی بهشت و سرور روحانی) فدای آن میشود.
هوش مصنوعی: به خاطر زیبایی و لطافت معشوق، سر و کلهاش را از دلبری بالا آورده و در کنار خودش نگهداشته است، مانند حلقهای که در گوش یک خانم زیبا دارد. "الست" اشاره به عالم ازلی و ارتباطی با سرآغاز هستی دارد.
هوش مصنوعی: گاهی به خاطر فخر و بزرگی، مثل تاج سر جهانی عزیز و محترم میشوم و گاهی به خاطر بینوا بودن، در خاک راه این دنیا، که ناچیز است، به سر میزنم.
هوش مصنوعی: عقل آنها به خاطر عشق، مانند یک لباس فاخر بر سر آنها گذاشته شده و بازار توبه آنها به خاطر زیبایی زلف لا شکسته است. در واقع، زلف لا، نمادی از عشق و زیبایی است که باعث شده توبه و پشیمانی آنها بیفایده به نظر برسد.
هوش مصنوعی: عاشق و معشوق از پردههای راز آفرینش برخواستند و چون عشق واقعی در دل آنها جا گرفت، به مقام والایی دست یافتند.
هوش مصنوعی: فقر و سختیها به مانند زنجیر در میان او هستند و لباسی که به تن دارد مانند نمد، اما حیدر (علی) کسی است که این راه را با افتخار طی کرده و بر مشکلات فائق آمده است.
هوش مصنوعی: در جایی که هیچ جا برای قرار گرفتن پا وجود ندارد، پا را فشردهام و جایی که دست جایی برای قرار گرفتن ندارد، دست را بهطور آزادانه گشودهام.
هوش مصنوعی: در عمق دریا، نور وجودی در حال غوطهوری است و به خاطر شوق چشیدن لذتهای ملک عدم (یا عالم نیستی)، آنچه که وجود دارد، به حالت نیستی درآمده است.
هوش مصنوعی: عطار با شوق و شادی جامی از نعمت و خوشبختی در دست دارد که از شراب خوشبو و دلانگیز پر شده است و به خاطر این تجربهٔ ناب، همیشه مست و شاداب خواهد ماند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
ای از ستیهش تو همه مردمان به مست
دعویت صعب منکر و معنیت سخت سست
ایام وَرد و موسم عید پیمبرست
گیتی ز بوی هر دو سراسر معطرست
گلزارها به آمدن آن مزین است
محرابها به آمدن این منوّر ست
آن مونس و حریف می و نَقل مجلس است
[...]
ای آن که هر چه بایدت از بخت نیک هست
هرگز مباد در جاه تو شکست
تا از قضا پدید شد آثار هست و نیست
پیدا نشد ذات تو از نیست هیچ هست
معلوم شد مگر که تو از نسل آدمی
[...]
کور و کر و دراز و سطبر است و سرنگون
سرگرد و بن قوی و سیه پوش و احمر است
طناز و پر هراس و چو پستانست در لباس
کناس و دیر آس و میانش رگ آور است
نامش قضیب و خوره و کالم بدان و ایر
[...]
هربنده ای که ایزد بی یار یار اوست
بی شک و شبهه در دو جهان کار کار اوست
آن بی نیاز بنده نواز لطیفه ساز
کز هر سوئی که در نگری کار و بار اوست
ازچرخ بی قرار و زمین قرار گیر
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
مرتبسازی حاشیهها: محبوبترین | جدیدترین | قدیمیترین
تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.