گنجور

غزل شمارهٔ ۸

 
عطار
عطار » دیوان اشعار » غزلیات
 

چون شدستی ز من جدا صنما

مُلْتَقَى لِمْ تَرَکْتَ بِیْ نَدَما

حق میان من و تو آگاه است

هُوَ یَکْفی مِنَ الَّذی ظَلَما

ور به دست تو آمده است اجلم

قَدْ رَضیْتُ بِما جَرى قَلَما

گشت فانی ز خویش چون عطار

گفت غیر از وجود حق عدما

 


🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

ن و القلم نوشته:

مصرع دوم بیت نخست:اهل انجمن را از سرزنش کردن من جدایی نیست.(مدام ملامت میشوم!)
مصرع دوم بیت دوم:او(حضرت حق که در مصرع نخست نامش رفته است.)علیه شخص ستمگر کافی است.
مصرع دوم بیت سوم:به آنچه جوهر قلم در صفحه ی تقدیرم جاری کرده راضیم.
….
بیت سوم قرینه ی اشعری گری عطار است.

👆☹

علی عباس زلیخة نوشته:

حِیْنَ صِرْتَ لِیْ مُفارِقاً صَنَما مُلْتَقَى لِمْ تَرَکْتَ بِیْ نَدَما
حَسْبِیَ الحَقُّ ما بَیْنَنا حَکَما هُوَ یَکْفی مِنَ الَّذی ظَلَما
أَجَلِیْ إنْ على یَدَیْکَ أَتى قَدْ رَضیْتُ بِما جَرى قَلَما
قُلْتُ فَنیْتُ عَنِ النَّفْسِ کالعَطَّار قالَ غَیْرَ وُجُوْدِ الحَقِّ عَدَما

👆☹

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.