گنجور

 
سنایی غزنوی
 

قال‌الله تعالی قل لئن اجتمعت‌الانس والجن علی ان یأتوا به مثل هذاالقرآن لایأتون به مثله ولو کان بعضهم لبعض ظهیراً، و قال عزّ من قائل. ولاحبة فی ظلمات‌الارض ولا رطب ولا یابس الّا فی کتاب مبین، و قال النبی علیه‌السلام: القرآن غنی لافقر بعده و لاغنی دونه، و قال علیه‌السلام: القرآن هوالدواء من کل دواء الّا الموت. و قال ایضا: اهل القرآن هم اهل‌الله و خاصته، و قال ایضا صلوات‌الله وسلامه علیه اصدق الحدیث کتاب‌الله، و قال احمدبن حنبل: القرآن کلام‌الله غیر مخلوق و من قال مخلوق فهو کافربالله العظیم.

سخنش را ز بس لطافت و ظرف

صدمت صوت نی و زحمت حرف

صفتش را حدوث کی سنجد

سخنش در حروف کی گنجد

وهم حیران ز شکل صورتهاش

عقل واله ز سِرّ سورتهاش

مغز و نغز است حرف و سورت او

دلبر و دلپذیر صورت او

زان گرفته مقیم قوّت و قوت

زادهٔ ملک و دادهٔ ملکوت

سرّ او بهر حلّ مشکلها

روح جانها و راحت دلها

دل مجروح را شفا قرآن

دل پر درد را دوا قرآن

تو کلام خدای را بی‌شک

گر نئی طوطی و حمار و اِشَک

اصل ایمان و رکن تقوی دان

کان یاقوت و گنج معنی دان

هست قانون حکمت حکما

هست معیار عادت علما

نزهت جانها ستایش اوست

سلوت عقلها نمایش اوست

آیت او شفای جان تقی

رایتش درد و اندهان شقی

عقل و نفس از نهاد او حاجز

فصحا از طریق آن عاجز

عقل کل را فکنده در شدّت

نفس کل را نشانده در عدّت