گنجور

غزل شمارهٔ ۵۹

 
عطار نیشابوری
عطار » دیوان اشعار » غزلیات
 

آن دهان نیست که تنگ شکر است

وان میان نیست که مویی دگر است

زان تنم شد چو میانت باریک

کز دهان تو دلم تنگ‌تر است

به دهان و به میانت ماند

چشم سوزن که به دو رشته در است

هر که مویی ز میان و ز دهانت

خبری باز دهد بی‌خبر است

از میان تو سخن چون مویی است

وز دهان تو سخن چون شکر است

نه کمر را ز میانت وطنی است

نه سخن را ز دهانت گذر است

میم دیدی که به جای دهن است

موی دیدی که میان کمر است

چه میان چون الفی معدوم است

چه دهان چون صدفی پر گوهر است

چون میان تو سخن گفت فرید

چون دهان تو از آن نامور است

🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 حذف شماره‌ها | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.