گنجور

غزل شمارهٔ ۴۲۹

 
عطار نیشابوری
عطار » دیوان اشعار » غزلیات
 

چون دربسته است درج ناپدیدش

به یک بوسه توان کرد کلیدش

شکر دارد لبش هرگز نمیری

اگر یک ذره بتوانی چشیدش

ندید از خود سر یک موی بر جای

کسی کز دور و از نزدیک دیدش

مگر طراری بسیار می‌کرد

کمند طره‌اش زان سر بریدش

اگر نبود کمند طرهٔ او

که یارد سوی خود هرگز کشیدش

اگرچه او جهان بفروخت بر من

به صد جان جان پرخونم خریدش

ز جان بیزار شو در عشق جانان

اگر خواهی به جای جان گزیدش

دلم جایی رسید از عشق رویش

که کار از غم به جان خواهد رسیدش

اگر بر گویم ای عطار آن غم

کزو دل خورد نتوانی شنیدش

🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 حذف شماره‌ها | وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.