هر که بر روی او نظر دارد
از بسی نیکوی خبر دارد
تو نکوتر ز نیکوان دو کون
که دو کون از تو یک اثر دارد
هرچه اندر دو کون میبینم
از جمال تو یک نظر دارد
در جمالت مدام بیخبر است
هر که او ذرهای بصر دارد
دیدهجان که در تو حیران است
هرچه جز توست مختصر دارد
هر که روی چو آفتاب تو دید
نتواند که دیده بردارد
هر که بویی بیافت از ره تو
خاک راه تو تاج سر دارد
عاشق از خویشتن نیندیشد
گرچه راهت بسی خطر دارد
خویش را مست وار درفکند
هر که او جان دیدهور دارد
در ره عشق تو دل عطار
آتشی سخت در جگر دارد


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: عطار در این غزل به بیان عظمت و زیبایی خاصی میپردازد که در وجود معشوق نهفته است. او هر کس را که نظارهگر معشوق باشد، دچار شگفتی و عشق میداند و تأکید میکند که هیچ زیبایی در عالم به پای جمال او نمیرسد. عاشقان در مسیر عشق، خود را فراموش کرده و تنها به یاد و فکر معشوق مشغولند، به شکلی که خطرهای این راه را نادیده میگیرند. در نهایت، شاعر از آتش عشق و longing خود نسبت به معشوق سخن میگوید که به شدت در دل او شعلهور است.
هوش مصنوعی: هر کسی که به چهرهٔ او نگاه کند، از بسیاری از زیباییها و خوبیها باخبر است.
هوش مصنوعی: تو از همهٔ نیکان این جهان زیباتر و بهتر هستی، چرا که دو عالم هم از زیبایی تو تأثیر گرفتهاند.
هوش مصنوعی: هر چیز زیبایی که در جهان وجود دارد، به نوعی به زیبایی تو ارتباط دارد و از آن تأثیر میپذیرد.
هوش مصنوعی: هر کسی که هم تنها یک ذره بینایی دارد، همیشه از زیبایی تو بیخبر است.
هوش مصنوعی: آن چشمی که به خاطر تو شگفتزده و سردرگم است، هر چیز دیگری جز تو را ناچیز و کماهمیت میداند.
هوش مصنوعی: هر کس که چهرهات را مانند آفتاب دید، دیگر نمیتواند چشمانش را از تو بگیرد و از تماشایت دست بکشد.
هوش مصنوعی: هر کسی که بویی از راه تو ببرد، یعنی از محبت و عشق تو بهرهمند شود، باید بداند که خاک راه تو برایش ارزش و مقام بالایی دارد.
هوش مصنوعی: عاشق به خود نمیاندیشد و به خطراتی که در راه عشق وجود دارد توجهی ندارد.
هوش مصنوعی: هر کسی که در عشق توانایی و درک عمیق دارد، خود را به حالتی شبیه به مستی واگذار میکند و از خود بیخبر میشود.
هوش مصنوعی: عطار در مسیر عشق تو، دلش شعلهای شدید و سوزان دارد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
شه چو از حال او خبر دارد
هر زمانش عزیز تر دارد
نز طریقت کسی اثر دارد
نز حقیقت دلی خبر دارد
زلف تو تکیه بر قمر دارد
لب تو لذت شکر دارد
عشق این هر دو این نگار مرا
با لب خشک و چشم تر دارد
پرس از حال من ز زلف خبر
[...]
صلب شاهان همین اثر دارد
بچه یا سنگ یا گهر دارد
دمبدم روح من سفر دارد
تو مپندار کو مقر دارد
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.