گنجور

شمارهٔ ۴۵

 
حکیم سبزواری
حکیم سبزواری » دیوان اشعار » غزلیات
 

نی رحم ترا باین فکار است

نی بی تو مرا دمی قرار است

کی یاد کنی ز بلبل خویش

ای گُل که ترا چو من هزار است

پیشت دُر اشک مردم چشم

ساقط ز محل اعتبار است

تو عهد شکسته ای و مارا

پیمان محبّت استوار است

ای تیر کمان ابروی دوست

مرغ دل ما در انتظار است

در آینه تا نشسته نقشت

بر آینهٔ دلم غبار است

تا شانه بزلفت آشنا شد

دل چاک ز رشک شانه دار است

پرسی چو ز بیقراری ما

اسرار تو بر همان قرار است



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

کتابخانهٔ گنجور