گنجور

شمارهٔ ۱۸۰

 
حکیم سبزواری
حکیم سبزواری » دیوان اشعار » غزلیات
 

اتی الربیع قیل الهموم بالنغماتی

بگیر جام شرابی بنوش آب حیاتی

قدم نهاده ببالین و من بشکر قدومش

نثرت در فوادی علیه فی الخطواتی

نموده آینهٔ حق نمای موسی دل را

و میض انقلب الطرف منه ذاحسراتی

اگر نه شرک بدی چون بدیدمی زلفت

عبدت کالثنوی النور منک و الظلماتی

ببحر چند رسد آب دیده نور دو دیده

الام نیته قلبی اصعد الزفراتی

تو شمع انجمن و من ز دوری تو سیه روز

خیالکم لضمیر الانیس فی الخلواتی

مبند بر شتر ای ساربان محامل جانان

فلا محیص لک الیوم ان جرت عبراتی

مشام کو که توان نکهتی شنید وگرنه

فمن حدائقة کم تفوح من نفخاتی

ز سوز عشق خدا کیمیا شدی اسرار

فها سبیکة قلبی المذاب فی الو جناتی



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلاتن (مجتث مثمن مخبون) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

فال حافظ