گنجور

 
حکیم سبزواری
 

عشق است حیات جاودانی

‌‌ سرمایهٔ عیش و کامرانی

گر عشق نبود خود نبودی

‌‌ هرگز نه زمین نه آسمانی

پیرایهٔ عشق اگر نیستی

‌‌ کی داشت عروس حسن آنی

از عشق گرفت زینت و زیب

‌‌ اوراق کتاب کن فکانی

عشق است مدار قاب قوسین

‌‌ عشق است مقام من رآنی

هم بود ز عشق آنکه دم زد

‌‌ از سبحان عظیم شأنی

خورشید سپهر عشق ساری است

‌‌ نورش بذراری جهانی

از عشق گرفت بال و پرواز

این بیضه مرغ لامکانی

حالی نبود ز عشق اسرار

هر عین نهانی وعیانی