گنجور

شمارهٔ ۱۶۷

 
حکیم سبزواری
حکیم سبزواری » دیوان اشعار » غزلیات
 

الاقد صاد عقلی بالدلالی

‌‌ بتی شیرین کلامی خورد سالی

ظریفی مهوشی آشوب شهری

‌‌ ملیح ذوالمحاسن و المعالی

هوالسفاح سفاک الدمائی

‌‌ هوالفتان فتاک الوصالی

شفاهک قد تروی کالشقایق

‌‌ و صدغک قد تلوی کالحبالی

به رویت غازه با خون شهیدی است

‌‌ ثغورک ام اقاح ام لالی

نصیبی من وصالک نیل طیف

‌‌ سلوی عن جمالک بالخیالی

مرا هرگز به خاطر نگذرانی

‌‌ و غیرک قط لم بخطر ببالی

تو گشتی شمع بزم افروز اغیار

‌‌ و انی بت فی وهم اللیالی

گر او برکند بنیادم مبیناد

‌‌ بنای حسنش آسیب زوالی

بود روز من و مویش شب تار

حواجبه و شخصی کالهلالی

ز هجرت دوست جانم سوخت اسرار

بحد رق اعدالی لحالی



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

کانال رسمی گنجور در تلگرام