گنجور

شمارهٔ ۱۲۳

 
حکیم سبزواری
حکیم سبزواری » دیوان اشعار » غزلیات
 

زدی مشاطهات شانه به سنبل

که میآرد صبا بوی قرنفل

ببین از ناب می بر عارضش خوی

چو شبنم صبحدم بنشسته بر گل

چه سازم با دلی کورا نباشد

نه تاب التفات و نی تغافل

زدندی خوشه چینان تو آتش

مرا در خرمن صبر و تحمل

چو گلشن را کند تاراج کلچین

چه باشد حالت بیچاره بلبل

حکیما ای محال اندیش بنگر

بدور عارضش ز اشگم تسلسل

به پاداش دعایم ناسزا گفت

تذللنا له زاد التذلل

چو میدانی دعای درد اسرار

چرا در چاره اش داری تعلّل



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

به دلیل تغییرات سایت موقتا امکان ارسال حاشیه وجود ندارد.

پیشنهاد تصاویر مرتبط