جام جهان نما دل انسان کامل است
مرآت حق نما بحقیقت همین دل است
دل مخزن خزاین سرالهی است
مقصود هر دو کون ز دل جو که حاصل است
مهر جمال دوست ز هر ذره عیان
بیند دلی که با مه رویش مقابل است
محروم شد ز دولت و از عمر برنخورد
هرکس که او ز لذت دیدار غافل است
جانا مجو ز خاطر من شادی و نشاط
ما را چو پای دل بغم عشق در گل است
زهاد را بجنت و حورست میل و دل
جانهای عاشقان بجمال تو مایل است
از قید هست و نیست اسیری چو وارهید
زان دم مرا بکوی وصال تو منزلست
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به دل انسان و نقش آن در درک حقیقت میپردازد. دل انسان کامل همچون جامی است که معارف الهی را در خود جای داده و نمایشدهندهی حقیقت است. دل مخزن گنجینههای الهی است و هدف از وجود انسانها و جهان نیز در جستجوی دل نهفته است. عشق و جمال الهی در هر ذرهای از جهان نمایان است و تنها دلی میتواند آن را ببیند که به روی معشوق خویش زل زده باشد. شاعر بیان میکند که کسی که از لذت دیدار غافل باشد، از خوشیها و نعمتها محروم است. در نهایت، عاشق واقعی فقط به جمال معشوق متمایل است و از قید و بندهای دنیا آزاد میشود، زیرا مقصد او وصال معشوق است.
هوش مصنوعی: دل انسان کامل، مانند جامی است که جهان را در خود نمایش میدهد. در واقع، این دل همان آینهای است که حقیقت را به نمایش میگذارد.
هوش مصنوعی: دل، مانند خزانهای است که اسرار الهی در آن نگهداری میشود. هدف و مقصد تمام هستی، از دل سرچشمه میگیرد؛ بنابراین باید در جستجوی دل باشیم، زیرا آنچه که به دنبال آن هستیم، در دل نهفته است.
هوش مصنوعی: دلِ عاشق که در مقابل چهرهی معشوق قرار دارد، میتواند زیباییهای او را در هر ذرهای از دنیا ببیند.
هوش مصنوعی: هر کسی که از لذت دیدار غافل باشد، از خوشبختی و عمر خود بیبهره میماند.
هوش مصنوعی: ای محبوب، از یاد من شادی و شادابی را نخواه، چون دل من از عشق در غم و درد گرفتار است.
هوش مصنوعی: زهد و پرهیزکاری برای عارفان و زاهدان بهشت و حوریان جذابیت دارند، اما جانهای عاشقان تنها به زیبایی تو علاقهمندند.
هوش مصنوعی: وقتی که از بند و قید وجود و عدم رها شوم، به محض آنکه آزاد شوم، به کوی وصالت میرسم و در آنجا منزل میگزینم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ای از ستیهش تو همه مردمان به مست
دعویت صعب منکر و معنیت سخت سست
ایام وَرد و موسم عید پیمبرست
گیتی ز بوی هر دو سراسر معطرست
گلزارها به آمدن آن مزین است
محرابها به آمدن این منوّر ست
آن مونس و حریف می و نَقل مجلس است
[...]
ای آن که هر چه بایدت از بخت نیک هست
هرگز مباد در جاه تو شکست
تا از قضا پدید شد آثار هست و نیست
پیدا نشد ذات تو از نیست هیچ هست
معلوم شد مگر که تو از نسل آدمی
[...]
کور و کر و دراز و سطبر است و سرنگون
سرگرد و بن قوی و سیه پوش و احمر است
طناز و پر هراس و چو پستانست در لباس
کناس و دیر آس و میانش رگ آور است
نامش قضیب و خوره و کالم بدان و ایر
[...]
هربنده ای که ایزد بی یار یار اوست
بی شک و شبهه در دو جهان کار کار اوست
آن بی نیاز بنده نواز لطیفه ساز
کز هر سوئی که در نگری کار و بار اوست
ازچرخ بی قرار و زمین قرار گیر
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.