ای عاشقان ای عاشقان مائیم عشق دلبران
چون عشق سودی بی زیان کاری نباشد در جهان
یاری نهانی شد عیان در صورت جان و جهان
از غیر او نام و نشان کو در همه کون و مکان
عشق آمد و در دل نشست راه برون شد راببست
گفتم بگوی ای خودپرست چون یابی از دستم امان
گفتم که ای سلطان من غایب مشو از جان من
اینست خود درمان من میباش دایم میهمان
جام شراب آتشین داد و بگفتا نوش این
مستی مکن ای بی یقین هشیار باش و کاردان
چون نوش کردم آتشی افتاد در جانم خوشی
در پیش آن عاشق کشی دیدم فنای جاودان
چون زان فنا دیدم بقا دیگر ندیدم جز خدا
ما از کجا غیر از کجا مایی در اویی شد نهان
ایمان عیان از روی او کفر آشکار از موی او
جمله بجست و جوی او در کعبه و دیر مغان
می بین اسیری روبرو حسنش ز هر روی نکو
زیرا که نبود غیر او اندر نهان و در عیان
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این متن شعری درباره عشق و وجود خداوند است. شاعر به تبیین حالاتی از عشق میپردازد که نه تنها جهانی در آن احساس میشود، بلکه با وجود خود خداوند گره خورده است. او به معشوق خود اشاره میکند و میگوید که عشق حقیقی تنها از اوست و هر آنچه غیر از اوست، بیمعناست. شاعر بیان میکند که با ورود عشق به دل، تمام راهها بسته شده و فرد در پی درک عمیقتری از هستی و خداوند است. همچنین به مساله فنا و بقا اشاره میکند و میگوید که در نهایت جز خدا چیزی باقی نمیماند. به طور کلی، این متن به جستجوی حقیقت و خلوص عشق و وجود خداوند میپردازد.
هوش مصنوعی: ای عاشقان، ما خود عشق هستیم و عشق به دلبران. چون عشق نفعی دارد که هیچ ضرری در آن نیست، بنابراین در جهان کاری وجود ندارد که به این زیبایی باشد.
هوش مصنوعی: دوستی پنهان، در آشکارا به صورت جان و جهان مشخص شد، و در همه جا و همه مکانها، اثری از غیر او نیست.
هوش مصنوعی: عشق وارد دل من شد و راه خروج را بست. به خودم گفتم، ای خودخواه! چگونه میتوانی از چنگال من رهایی یابی؟
هوش مصنوعی: به او گفتم، ای سلطان، از جان من دور نشو، زیرا این نزدیکی تو، خودش درمان درد من است. همیشه پیش من بمان و مهمان قلبم باش.
هوش مصنوعی: جامی پر از شراب آتشین به من داد و گفت: این مستی را نخور، ای کسی که بدون یقین هستی. هشیار و دانا باش.
هوش مصنوعی: وقتی که نوشیدم، آتشی در درونم شعلهور شد و در برابر آن معشوق کشنده، خوشی را تجربه کردم و فنا و نابودی ابدی را دیدم.
هوش مصنوعی: وقتی به یاد فنا و زوال افتادم، دیگر وجودی جز خدا را نمیبینم. ما از کجا آمدهایم و به کجا میرویم؟ وجود ما در او به شکل پنهانی در آمده است.
هوش مصنوعی: ایمان واضحی از چهره او پیداست و کفر به روشنی از موی او نمایان است. همه به دنباله او در کعبه و در کنار آتشکدههای مغان هستند.
هوش مصنوعی: در اینجا سخن از زیبایی کسی است که اسیر دل همگان شده و آن زیبایی و نیکی به قدری واضح و آشکار است که هیچ چیز دیگری در دل و دیدهاش جایی ندارد. او را از هر سمت که بنگری، زیباییاش نمایان است و نمیتوان از آن چشم پوشید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
انوار و ظلمت را مکان بر جای و دائم تازنان
ای مادر نامهربان هم سالخورده هم جوان
چون کرد پیشآهنگ را در زیر محمل ساربان
بر پشت پیشآهنگ شد از خیمه شمع کاروان
آن چون مه ناکاسته چون گلبن پیراسته
همچون بهشت آراسته روشن چو خرم بوستان
صافی تن او نسترن بویا بر او یاسمن
[...]
داری تو ای سرو روان بر لاله و بر ارغوان
از مشک و عنبر صولجان از عشقت ای حور جنان
لا تحترق منی الجنان
لا تبل نفسی بالهوان
ای عاشقان ای عاشقان هنگام کوچ است از جهان
در گوش جانم میرسد طبل رحیل از آسمان
نک ساربان برخاسته قطّارها آراسته
از ما حلالی خواسته چه خفتهاید ای کاروان
این بانگها از پیش و پس بانگ رحیل است و جرس
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.