مائیم ترا همیشه طالب
ای وصل تو منتهی المطالب
مرغوب همه بهشت و حورست
مائیم بروی دوست راغب
در میکده با شراب و شاهد
پیوسته حریفم و مصاحب
آن یار زکس نبود محجوب
مایی و منی مراست حاجب
در مجلس وصل اوست حاضر
هرکس که ز خویش گشت غایب
در مغرب جان عاشقان شد
خورشید جمال عشق غارب
با وصل توایم شاد و خندان
داریم ز فرقتت مصایب
کردم دل و دین فدای معشوق
این بود بعشق رأی صایب
از مشرب عشق عقل دور است
زان مختلف آمد این مشارب
عشق آمد و گشت عقل مغلوب
شد عشق از آن بجمله غالب
می باش اسیریا هنربین
از خلق خدا مجو معایب
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به عشق و وصال معشوق میپردازد و ابراز علاقه و طمع به او میکند. او در میکده با شراب و شاهد، همدم و رفیق است و معتقد است هرکس که از خود غافل شود، در اصل از وصال معشوق دور میماند. عشق را برتر از عقل میداند و میگوید عقل در برابر عشق مغلوب شده است. شاعر تلاش میکند تا از قید دنیا و عیوب انسانها آزاد شود و خود را تسلیم عشق کند. به طور کلی، این شعر به زیبایی و لذت عشق و دوری از عقل و موانع دنیوی پرداخته است.
هوش مصنوعی: ما همیشه خواهان تو هستیم، ای وصالی که به آخرین هدفها میانجامی.
هوش مصنوعی: تمام محبتها و خواستههای انسانها به زیبایی و آرامش بهشت و عاشقی بازمیگردد، اما ما فقط به روی دوست و محبوب خود علاقهمندیم.
هوش مصنوعی: در میخانه، همیشه با شراب و محبوبم همراه و همنشین هستم.
هوش مصنوعی: آن دوست به کسی وابسته نیست و ما را از هم جدا نکرده است؛ من هستم که مانع ارتباط ما شدهام.
هوش مصنوعی: در محفل وصال او، هر کسی که از خود و درونش دور شده، حضور دارد.
هوش مصنوعی: در اینجا گفته میشود که در قسمت غربی، عشق به عنوان یک خورشید در حال غروب است و این غروب به معنای پایان یا کم شدن روشنایی عشق برای دلهای عاشق است.
هوش مصنوعی: با ارتباط با تو خوشحال و شادابیم، اما از جداییات رنج و مشکلاتی داریم.
هوش مصنوعی: دل و جانم را برای معشوق فدای او کردم و این نشان از درستی و انتخاب صحیح عشق من است.
هوش مصنوعی: عشق از فهم و عقل جداست و به همین دلیل، معانی و احساسات مختلفی از آن به دست میآید.
هوش مصنوعی: عشق به وجود آمد و عقل شکست خورد؛ زیرا عشق به طور کلی بر همه چیز چیرگی پیدا کرد.
هوش مصنوعی: در زندگی، به وجود محدودیتها و نقصهای خود توجه نکن و به یاد داشته باش که قدر و منزلت خود را بر اساس کارهای مثبت و هنرهای خود بسنجی.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
شد مشک شب چو عنبر اشهب
شد در شبه عقیق مرکب
زان بیم کافتاب زند تیغ
لرزان شده ز گردون کوکب
ما را به صبح مژده همی داد
[...]
گشت از دل من قرار غایب
کارم نشود به از نوایب
دل دمخور و دلفریب شادان
غم حاضر و غمگسار غایب
بر ضعف تنم قضا موکل
[...]
ای بیش ز رفعت و مناصب
بر تر ز مدارج و مراتب
کان بخش قوام دولت و دین
کت بنده سزد هزار صاحب
فهرست معالی و معانی
[...]
جانی ز قدم رسیده تا لب
روزی به ستم رسیده تا شب
ای در غم تو به سوز و یارب
بگریسته آسمان همه شب
گر چرخ بگرید و بخندد
آن جذبه خاک باشد اغلب
از بس که بریخت اشک بر خاک
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.