گنجور

 
جمال‌الدین عبدالرزاق اصفهانی
 

ای بیش ز رفعت و مناصب

بر تر ز مدارج و مراتب

کان بخش قوام دولت و دین

کت بنده سزد هزار صاحب

فهرست معالی و معانی

مجموع فضائل و مناقب

معمار جهان بعدل شامل

معیار خرد برأی صائب

چون روح مسلم از کدورت

چون عقل منزه از معایب

لفظ تو منصه حقایق

کلک تو خزانه عجایب

درگاه تو قبه معانی

دهلیز تو ذروه مناصب

بر خشم تو حلم گشته راجع

بر طبع تو جود گشته غالب

بر درگه تو فلک مجاور

در خدمت تو ملک مواظب

بگرفته صدای صیت عدلت

اقطار مشارق و مغارب

تدبیر تو در ممالک شرع

آن کرده که زرع را سحائب

دست تو سپهر نوربخش است

کلک تو در او شهاب ثاقب

در دور تو از شمول عدلت

گشته است تظلم از غرایب

انفاس تو عدل راست باعث

اقلام تو رزق راست کاتب

در دولت هر چه جز تو ضایع

در مسند هر که جز تو غاصب

جود تو سؤال راست عاشق

عفو تو گناه راست طالب

چون بار دهد شعاع رایت

زیبدش ز عین شمس حاجب

انصاف تو همچو نور شمس است

یکسان براو همه جوانب

دردورتو طائی است طامع

در عهد تو کهرباست جاذب

قدر تو چو درعلو سفر کرد

بر قله چرخ زد مواکب

رعد است ز شیهه وصهیلش

برق است ز آتش حباحب

رایت ز مطالع غوامض

دانسته مقاطع عواقب

چون تو گهری نکرده تحویل

ز اصلاب بحقه ترائب

فرمان تو باقضا موافق

قدر تو بآسمان مناسب

نی نی چه مناسب است با تو

آنرا که بود دو قرص راتب

نه سعد کفایت تو ذابح

نه صبح عنایت تو کاذب

خورشید که کدخدا ی چرخست

او مطبخی تراست نایب

از هیبت تو است در تب لرز

ارواح اقارب و اجانب

چونانکه ز تیغ صبح صادق

لرزه است فتاده در کواکب

الفاظ تو حجت است در شرع

چونانکه نصوص در مذاهب

در ذمت جود تو طمع را

دینی است بدون شرع واجب

تا بی گنهست عمرو مضروب

تا بی سببست زید ضارب

یکلحظه مباد و خود نباشد

اقبال ز درگه تو غائب

آسوده مباد جان خصمت

یکدم ز تصادم مصائب

محروس پناهت از حوادث

معصوم جنابت از نوائب

ایام ز نعمت تو شاکر

و احرار بخدمت تو راغب