گنجور

 
اسیری لاهیجی

مظهر کل ظهورش گرنه نفس ماستی

صورتم بر زیب کرمنا کجا آراستی

گرنه از معشوق بودی عشق ورزی از نخست

در میانه نام عاشق ازکجا پیداستی

گرنه حسن بیحدش کردی تقاضای ظهور

از چه رو عالم چنین پرفتنه و غوغاستی

در لباس بود چیزی کی نمودی رخ عیان

گرنه آن بودی که حق با جمله اشیاستی

فیض عامش گر نمی گشتی مجدد دم بدم

نقش هستی در جهان پیوسته کی برجاستی

آن پری گر رخ نمودی هر زمان با عاشقان

جان مشتاقان ز شوقش کی چنین شیداستی

گر نمی کردی پریشان زلف مشکین غیرتش

پرده کفر از رخ ایمان کجا برخاستی

رحم بودی برفغان و زاری شبهای من

گردل سختش نه سنگ و مرمر و خاراستی

در ره عشقش اسیری گر نمی بودی نشان

هر گدا در ملک معنی چون کی وداراستی

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
فرخی سیستانی

دشت گویی گستریده حله دیباستی

کوه گویی توده بیجاده و میناستی

کشتزار از سبزه گویی آسمانستی درست

وآسمان ساده را گویی کنون صحراستی

ارغوان لعل گویی دو لب معشوق ماست

[...]

ناصرخسرو

این چه خیمه است این که گوئی پر گهر دریاستی

یا هزاران شمع در پنگان از میناستی

باغ اگر بر چرخ بودی لاله بودی مشتری

چرخ اگر در باغ بودی گلبنش جوزاستی

از گل سوری ندانستی کسی عیوق را

[...]

امیر معزی

آن بت مجلس فروز امروز اگر با ماستی

مجلس ما خُرّمَستی کار ما زیباستی

خفته و مست است و پنداری که از ما فارغ است

عیش ما خوش نیست بی او کاشکی با ماستی

گرچه می خوردست و از مستی به خواب اندر شدست

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از امیر معزی
نجم‌الدین رازی

خسروا بشنو فزونی از چون من کام کاستی

راستی بتوان شنود آخر هم از ناراستی

شرم دار آخر مجو زین بیشتر ازار خلق

از برای بیوفایی تاکسی کم کاستی

زشت باشد بهر دنیا موری آزردن ولیک

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از نجم‌الدین رازی
مولانا

در فنای محض افشانند مردان آستی

دامن خود برفشاند از دروغ و راستی

مرد مطلق دست خود را کی بیالاید به جان

آخر ای جان قلندر از چه پهلو خاستی

سالکی جان مجرد بر قلندر عرضه داد

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از مولانا
مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه