مظهر کل ظهورش گرنه نفس ماستی
صورتم بر زیب کرمنا کجا آراستی
گرنه از معشوق بودی عشق ورزی از نخست
در میانه نام عاشق ازکجا پیداستی
گرنه حسن بیحدش کردی تقاضای ظهور
از چه رو عالم چنین پرفتنه و غوغاستی
در لباس بود چیزی کی نمودی رخ عیان
گرنه آن بودی که حق با جمله اشیاستی
فیض عامش گر نمی گشتی مجدد دم بدم
نقش هستی در جهان پیوسته کی برجاستی
آن پری گر رخ نمودی هر زمان با عاشقان
جان مشتاقان ز شوقش کی چنین شیداستی
گر نمی کردی پریشان زلف مشکین غیرتش
پرده کفر از رخ ایمان کجا برخاستی
رحم بودی برفغان و زاری شبهای من
گردل سختش نه سنگ و مرمر و خاراستی
در ره عشقش اسیری گر نمی بودی نشان
هر گدا در ملک معنی چون کی وداراستی
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف عشق و جاذبه معشوق میپردازد و به بررسی مفهوم عشق از منظر عاشق میپردازد. شاعر به این نکته اشاره میکند که اگر عشق و زیبایی معشوق وجود نداشت، معشوق و عاشق معنی نداشتند و عشق از کجا شکل میگرفت. او همچنین میپرسد که اگر عشق واقعی و رحمت معشوق نبود، چرا چنین شور و غوغایی در عالم وجود دارد. در نهایت، شاعر بیان میکند که عشق به معشوق انسان را به مقام انسانیاش میرساند و او را به سوی حقیقت و معنای عمیقتری هدایت میکند.
هوش مصنوعی: ظهور کلی که حقیقت را نمایان میکند، اگر نباشد، مانند این است که وجود ما تنها یک تصویر است و زیبایی ما هیچگاه نمیتواند با آنچه که زیباست، مقایسه شود.
هوش مصنوعی: اگر عشق ورزی از طرف معشوق بود، پس چرا نام عاشق از ابتدا در میان نبوده است؟
هوش مصنوعی: اگر زیبایی آن حد و اندازهای که هست را به نمایش گذاشتی، پس چرا از ظهور او درخواست میکنی در حالی که جهان اینچنین پر از مشکلات و آشفتگی است؟
هوش مصنوعی: در اینجا به نظر میرسد که میگوید اگر در دنیای واقعی چیزی را به وضوح میبینی، ممکن است در واقعیت آنچه که به نظر میرسد نباشد. چون ممکن است آنچه بر اساس ظواهر میشناسی، حقیقت اصلی را نشان ندهد و حقیقت ممکن است در عمق وجود چیزها نهفته باشد.
هوش مصنوعی: اگر نعمت و برکت او همچنان ادامه نداشت، معلوم نبود که هر لحظه و هر روز چگونه وجود و هستی در جهان تداوم مییافت.
هوش مصنوعی: اگر آن پری هر لحظه پیش معشوقان ظاهر شود، جان عاشقان به شوق او چنان شیدا و دگرگون نمیشود.
هوش مصنوعی: اگر نمیبود زلف خوشرنگ و پریشان تو، غیرت او چگونه میتوانست پرده کفر را از چهره ایمان کنار بزنید؟
هوش مصنوعی: تو بر دل شکیبا و محکم من رحم کن و به حال دل نزار و دلتنگم توجه کن، که سنگ و مرمر و خار نیستند، بلکه دلی پر از درد و ناامیدی است.
هوش مصنوعی: اگر در مسیر عشق او اسیر نمیشدی، هر گدایی در دنیای معانی چه علامتی داشت و صاحب چه چیزی بود؟
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
دشت گویی گستریده حله دیباستی
کوه گویی توده بیجاده و میناستی
کشتزار از سبزه گویی آسمانستی درست
وآسمان ساده را گویی کنون صحراستی
ارغوان لعل گویی دو لب معشوق ماست
[...]
این چه خیمه است این که گوئی پر گهر دریاستی
یا هزاران شمع در پنگان از میناستی
باغ اگر بر چرخ بودی لاله بودی مشتری
چرخ اگر در باغ بودی گلبنش جوزاستی
از گل سوری ندانستی کسی عیوق را
[...]
آن بت مجلس فروز امروز اگر با ماستی
مجلس ما خُرّمَستی کار ما زیباستی
خفته و مست است و پنداری که از ما فارغ است
عیش ما خوش نیست بی او کاشکی با ماستی
گرچه می خوردست و از مستی به خواب اندر شدست
[...]
خسروا بشنو فزونی از چون من کام کاستی
راستی بتوان شنود آخر هم از ناراستی
شرم دار آخر مجو زین بیشتر ازار خلق
از برای بیوفایی تاکسی کم کاستی
زشت باشد بهر دنیا موری آزردن ولیک
[...]
در فنای محض افشانند مردان آستی
دامن خود برفشاند از دروغ و راستی
مرد مطلق دست خود را کی بیالاید به جان
آخر ای جان قلندر از چه پهلو خاستی
سالکی جان مجرد بر قلندر عرضه داد
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.