گنجور

 
اسیری لاهیجی

اگر زلفین تو پر خم نبودی

نشان کفر در عالم نبودی

گره از جعد گیسو گر گشودی

دل شیدا چنین درهم نبودی

نقاب از حسن رویت گر فتادی

دل عاشق اسیر غم نبودی

وگر مهر رخت تابان نگشتی

دل مجروح را مرهم نبودی

اگر آن غمزه غمازی نکردی

همه شادی بدی ماتم نبودی

جمالش کر بیک رو رو نمودی

بکلی نام کیف و کم نبودی

اسیری گر طلبکاری ازو نیست

به کوی وصل کس محرم نبودی

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
ابن یمین

درین عالم اگر آدم نبودی

تجلی در همه عالم نبودی

امیر شاهی

اگر زلف تو خم در خم نبودی

مرا حال این چنین در هم نبودی

غمی دارم ز زلفت یادگاری

بلا بودی اگر این هم نبودی

کجا رفت آنکه در خلوتگه راز

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه