دلا در عاشقی برگو چه دیدی
که درد عشق را برجان خریدی
بصحرای طلب عمری برفتی
نشان کو گر بمطلوبت رسیدی
چو دلبر دیده جانا نگوئی
ز درد دل چه گفتی و شنیدی
چنین سرمست و لایعقل چرائی
مگر از باده عشقش چشیدی
هزاران ناله چون بلبل چه داری
چو در گلزار وصلش آرمیدی
بحمدالله که دیدی راحت وصل
اگر چه محنت هجران کشیدی
براه عشق او مردانه رفتی
اسیری چون ز قید خود رهیدی
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از عاشق پرسش میکند که چه چیز او را به عشق کشانده است و چرا حاضر شده درد و رنج عشق را تحمل کند. او اشاره میکند که عاشق سالها در پی معشوق بوده و حال که به او رسیده است، انتظارش چیست. شاعر از دلبر میخواهد که به راز دل عاشق گوش کند و از راز و درد دلش بگوید. سپس به این نکته اشاره میکند که عاشق، با وجود رنجهای فراوان، اکنون در خوشحالی وصل معشوق به سر میبرد و از این که از قید عشق رهایی یافته، شکرگزار است. در نهایت، شاعر بر زیبایی و قدرت عشق تأکید میکند.
هوش مصنوعی: ای دل، به من بگو در عشق چه تجربهای داشتی که جان خود را به قیمت تحمل درد عشق فروختی؟
هوش مصنوعی: در بیابان جستجوی خود عمری را گذراندهای، حالا نشانهای از آنجا کجاست؟ اگر به خواستهات دست پیدا کردی، چه خواهی کرد؟
هوش مصنوعی: زمانی که معشوق را میبینی، دیگر از درد دل و حرفهایی که گفتهای و شنیدهای صحبت نکن.
هوش مصنوعی: چگونه ممکن است که اینگونه سرمست و بیخود باشی، مگر اینکه از شراب عشق او نوشیدهای؟
هوش مصنوعی: اگرچه بلبل هزاران ناله سر میدهد، تو چه فایدهای از این نالهها داری وقتی که در باغ وصال او ماندی و خوشی میکنی؟
هوش مصنوعی: خوشبختانه دیدار محبوب را تجربه کردی، هرچند که قبل از آن درد جدایی را تحمل نمودی.
هوش مصنوعی: تو با عشق او با شجاعت پیش رفتی و به مانند یک اسیر، هنگامی که از بند خود رها شدی، احساس آزادی کردی.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
کنون کاین بزم دامادی بدیدی
سرود و آفرین هر دو شنیدی
دلم بردی نگارا وارمیدی
جزاکالله خیرا رنج دیدی
به جان چاکرت ار قصد کردی
بحمدالله بدان نهمت رسیدی
خطا گفتم من از عشقت به حکمت
[...]
چو بانگ سبز در سبزش شنیدی
ز باغ زرد سبزه بر دمیدی
تو در آیینهٔ روی خویش دیدی
تو پنداری سخن از خود شنیدی
چه بد کردم؟ چه شد؟ از من چه دیدی؟
که ناگه دامن از من درکشیدی
چه افتادت که از من برشکستی؟
چرا یکبارگی از من رمیدی؟
به هر تردامنی رخ مینمایی
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.