گنجور

 
اسیری لاهیجی

دلا در عاشقی برگو چه دیدی

که درد عشق را برجان خریدی

بصحرای طلب عمری برفتی

نشان کو گر بمطلوبت رسیدی

چو دلبر دیده جانا نگوئی

ز درد دل چه گفتی و شنیدی

چنین سرمست و لایعقل چرائی

مگر از باده عشقش چشیدی

هزاران ناله چون بلبل چه داری

چو در گلزار وصلش آرمیدی

بحمدالله که دیدی راحت وصل

اگر چه محنت هجران کشیدی

براه عشق او مردانه رفتی

اسیری چون ز قید خود رهیدی

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
انوری

دلم بردی نگارا وارمیدی

جزاک‌الله خیرا رنج دیدی

به جان چاکرت ار قصد کردی

بحمدالله بدان نهمت رسیدی

خطا گفتم من از عشقت به حکمت

[...]

عراقی

چه بد کردم؟ چه شد؟ از من چه دیدی؟

که ناگه دامن از من درکشیدی

چه افتادت که از من برشکستی؟

چرا یکبارگی از من رمیدی؟

به هر تردامنی رخ می‌نمایی

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از عراقی
مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه