گنجور

 
اسیری لاهیجی

ای پرتو جمالت حسن بتان جانی

عکس رخ تو پیدا ز آئینه کیانی

استار نور رویت شد ظلمت من و ما

گر غیرتی نمائی او را ز ما رهانی

از پرده جمالت پیدا غبار اغیار

در پرتو جلالت پیدا شده نهانی

حسن ترا بعالم چون چشم تست ناظر

رویت نهان چرا شد در صورت عیانی

پیدا ز نور رویت گر وامق است و عذرا

معشوق و عشق و عاشق هستی چنانکه دانی

از غایت ملاحت مشهور شد بعالم

خورشید روی خوبت برنام بی نشانی

ز آثار حسن رویت در باغ روی خوبان

بشکفته صد هزاران گل های ارغوانی

از عشق روی جانان برجان و دل جهانرا

دردی است بی مداوا، داغی است جاودانی

از دیده اسیری حیران حسن خویشی

ای حسن نوربخشت بی مثل و شبه و ثانی

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
قوامی رازی

گفتم مگر که ما را؛در دل به جای جانی

نه نه خطاست جانا جانی و زندگانی

یار گشاده زلفی دلبند شوخ چشمی

معشوق خوبروئی؛ دلدار خوش زبانی

برده سبق فراقت؛ از رنج بی نهایت

[...]

انوری

بختی نه بس مساعد یاری چنان که دانی

بس راحتی ندارم باری ز زندگانی

ای بخت نامساعد باری تو خود چه چیزی

وی یار ناموافق آخر تو با که مانی

جانی خراب کردم در آرزوی رویت

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از انوری
خاقانی

کردی نخست با ما عهدی چنان که دانی

ماند بدان که بر سر آن عهد خود نمانی

راندی به گوش اول صد فصل دل‌فریبم

و امروز در دو چشمم جز جوی خون نرانی

آن لابه‌های گرمت ز اول بسوخت جانم

[...]

سید حسن غزنوی

ای باد روح پرور زنهار اگر توانی

امشب لطافتی کن آنجا گذر که دانی

در شو چو مهربانی در تیرگی زمانی

یابی مگر نشانی زان آب زندگانی

ره ره گذر بکویش دم دم نگر برویش

[...]

عطار

ای جان جان جانم تو جان جان جانی

بیرون ز جان جان چیست آنی و بیش از آنی

پی می‌برد به چیزی جانم ولی نه چیزی

تو آنی و نه آنی یا جانی و نه جانی

بس کز همه جهانت جستم به قدر طاقت

[...]

مشاهدهٔ ۳ مورد هم آهنگ دیگر از عطار
مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه