گنجور

 
اسیری لاهیجی

رویت چو آفتابی پیدا بود همیشه

جان در شعاع حسنت شیدا بود همیشه

در کفر زلف پرچین روی ترا عیان دید

آنکس که چشم جانش بینا بود همیشه

روی تو هست پیدا از روی جمله اشیا

لیکن حجاب رویت ازما بود همیشه

دارد وجود واجب در نیستی ظهوری

زان روی ذات پاکش بی جا بود همیشه

اعیان جمله اشیا کاید ز علم یا عین

میدان یقین وسایط اسما بود همیشه

در هر دلی که باشد آثار حق شناسی

مرآت حق نمایش اشیا بود همیشه

گر وارهی اسیری از قید هستی خود

کارت بهر دو عالم زیبا بود همیشه

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
سلمان ساوجی

سرو سهی که کارش بالا بود همیشه

پیش تو دست بر هم بر پا بود همیشه

از تنگی دهانت یک ذره گفته باشد

هر ذره کو به وصفت گویا بود همیشه

تا شاهد جمالت مستور باشد از من

[...]

جهان ملک خاتون

در سر مرا ز عشقش سودا بود همیشه

در دل مرا ز شوقش غوغا بود همیشه

او هست نور دیده زان روی دیده جان

بر روی همچو ماهش بینا بود همیشه

بر روی چون گل تو بلبل صفت به بستان

[...]

شاه نعمت‌الله ولی

جانی که از تو نازد زیبا بود همیشه

چشمی که در تو بیند بینا بود همیشه

بلبل به دولت گل ناطق بود دو روزی

طوطی نطق عاشق گویا بود همیشه

گر در سماع عارف غوغا بود عجب نیست

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه