رویت چو آفتابی پیدا بود همیشه
جان در شعاع حسنت شیدا بود همیشه
در کفر زلف پرچین روی ترا عیان دید
آنکس که چشم جانش بینا بود همیشه
روی تو هست پیدا از روی جمله اشیا
لیکن حجاب رویت ازما بود همیشه
دارد وجود واجب در نیستی ظهوری
زان روی ذات پاکش بی جا بود همیشه
اعیان جمله اشیا کاید ز علم یا عین
میدان یقین وسایط اسما بود همیشه
در هر دلی که باشد آثار حق شناسی
مرآت حق نمایش اشیا بود همیشه
گر وارهی اسیری از قید هستی خود
کارت بهر دو عالم زیبا بود همیشه
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این متن شعر درباره عشق به معشوق و زیبایی اوست. شاعر به طور تشریحی از نور و جلوهٔ جمال محبوب سخن میگوید و بر این نکته تأکید میکند که زیبایی او همیشه در دسترس است و هر کس که دید باز و قلبی پاک داشته باشد، میتواند آن را ببیند. همچنین، در اشعار به مفهوم وجود و عدم و ظهور حق پرداخته شده و بیان شده است که در هر قلبی که نشانههای معرفت باشد، تجلی حق وجود دارد. در نهایت، شاعر به آزادی از قید هستی اشاره میکند و میگوید که این رهایی برای انسان زیبایی و کمال را به همراه دارد.
هوش مصنوعی: چهرهات همیشه مانند آفتاب روشن و نمایان است و جانم همواره در زلالی و زیبایی تو شاداب و سرزنده است.
هوش مصنوعی: آن کسی که چشم دلش بیناست، در زیبایی و جذابیت زلفهای تو به کفر و نادانی نرسید و آن را به وضوح دید.
هوش مصنوعی: چهرهی تو در همه چیز نمایان است، اما پردهای که مانع دیدن آن میشود، همیشه از ماست.
هوش مصنوعی: وجود واجب، در حقیقت، به شکلی در نیستی نمایان میشود. این بهخاطر این است که ذات پاکش همیشه در جای خود نیست و در هر حالتی وجود دارد.
هوش مصنوعی: تمام موجودات و اشیاء به واسطه علم و یقین وجود دارند و همیشه به نامها و صفات اشاره میکنند.
هوش مصنوعی: نشانههای حقشناسی در هر دلی، مانند آینهای است که حقیقت و واقعیتهای دنیا را نشان میدهد.
هوش مصنوعی: اگر بتوانی از اسارت وجود خود رها شوی، هر کاری که انجام دهی برای هر دو جهان زیبا خواهد بود.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
سرو سهی که کارش بالا بود همیشه
پیش تو دست بر هم بر پا بود همیشه
از تنگی دهانت یک ذره گفته باشد
هر ذره کو به وصفت گویا بود همیشه
تا شاهد جمالت مستور باشد از من
[...]
در سر مرا ز عشقش سودا بود همیشه
در دل مرا ز شوقش غوغا بود همیشه
او هست نور دیده زان روی دیده جان
بر روی همچو ماهش بینا بود همیشه
بر روی چون گل تو بلبل صفت به بستان
[...]
جانی که از تو نازد زیبا بود همیشه
چشمی که در تو بیند بینا بود همیشه
بلبل به دولت گل ناطق بود دو روزی
طوطی نطق عاشق گویا بود همیشه
گر در سماع عارف غوغا بود عجب نیست
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.